1 معنای واژه های مشخص شده را بنویسید.
* گر بدین حال تو را محتسب اندر بازار بیند، بگیرد و حد زند. خواجه نظام الملک توسی
* یار در خوبی قیامت می کند حسن در خوبان غَرامت می کند انوری
1 * محتسب: مأمور حکومتی شهر که کار او نظارت بر اجرای احکام دین و رسیدگی به اجرای احکام شرعی بود.
حد: مجازات شرعی
* غرامت: تاوان، جبران خسارت مالی و غیر آن
2 فعل های مشخص شده را از نظر کاربرد معنایی بررسی کنید.
* گفت: «نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم » گفت: « والی از کجا در خانه خمّار نیست؟»
* زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
حافظ
* ریشه های ما به آب / شاخه های ما به آفتاب می رسد / ما دوباره سبز می شویم
قیصر امین پور
2 * شویم: برویم نیست: بودن، وجود داشتن
* آگاه نیست: آگاهی ندارد راه نیست
* می شویم: می گردیم