مای درس دانلود اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب قلمروزبانی صفحه 107 درس 12 فارسی دوازدهم

پایه دوازدهم ریاضی فارسی دوازدهم فصل 12: گذر سیاوش از آتش

1 همان طور که می دانیم با روش های زیر، می توان به معنای هر واژه پی برد:

- قرار دادن واژه در جمله

- توجه به روابط معنایی واژگان

* اکنون بنویسید با کدام یک از این روش ها می توان به معنای واژه « اندیشه » در بیت های زیر پی برد؟

الف چو شب تیره گردد شبیخون کنیم                     ز دل ترس و اندیشه بیرون کنیم        فردوسی

ب غلام عشق شو کاندیشه این است                      همه صاحبدلان را پیشه این است       نظامی

پ چو بشنید خسرو از آن شاد گشت                      روانش ز اندیشه آزاد گشت             فردوسی

الف قرار دادن واژه در جمله: وقتی می‌گوییم «چو شب تیره گردد شبیخون کنیم / ز دل ترس و اندیشه بیرون کنیم»، واژۀ «اندیشه» در کنار ترس آمده است؛ پس با توجه به جمله، اینجا اندیشه به معنای ترس، اضطراب و نگرانی است.

ب توّجه به روابط معنایی واژگان: در مصراع «غلام عشق شو کاندیشه این است»، اندیشه در کنار عشق و در مقام یک مکتب، مسلک و مرام مطرح شده است؛ پس اینجا اندیشه به معنای عقیده، آیین، مسلک و مرام است.

پ (ترکیبی از هر دو روش): در مصراع «چو بشنید خسرو از آن شاد گشت / روانش ز اندیشه آزاد گشت»، قرار گرفتن اندیشه در مقابل کلمۀ شاد و در عبارتِ «آزاد شدن روان از چیزی»، نشان می‌دهد که اندیشه در اینجا به معنای غصّه، غم، دغدغه و اندوه است.

2 بیت زیر را از شیوه بلاغی به شیوه عادی برگردانید.

سرانجام گفت ایمن از هر دوان                            نه گردد مرا دل، نه روشن روان

شیوه عادی (دستوری) بیت به این صورت است: «سرانجام ایمن از هر دوان گفت: [که] نه دل مرا روشن می‌گردد، نه روان.»  

3 به جمله های زیر توجه کنید:

* او در مراغه رصدخانه ای بزرگ ساخت.

* از دشمن خود، دوست ساخت.

* آن نامدار، لشکری عظیم ساخت.

* استاد موسیقی، آهنگ زیبایی ساخت.

* او با ناملایمات زندگی ساخت.

فعل «ساخت» در هر یک از جمله های بالا کاربرد خاصی دارد که با دیگری کاملاً متفاوت است؛ پس واژه «ساخت» در هر یک از کاربرد هایش، فعل دیگری است.

* فعل های « گذشت » و « گرفت » در کاربرد های مختلف تغییر معنا می دهند. برای هر یک از معانی آنها جمله ای بنویسید.

فعل‌های «ساخت» در این جمله‌ها به ترتیب کاربردهای زیر را دارند:

او در مراغه رصدخانه‌ای بزرگ ساخت. (به معنای بنا کرد، احداث کرد)

آن نامدار، لشکری عظیم ساخت. (به معنای فراهم کرد، آماده و مجهّز کرد)

استاد موسیقی، آهنگ زیبایی ساخت. (به معنای خلق کرد، تصنیف کرد، به وجود آورد)

او با ناملایمات زندگی ساخت. (به معنای سازش کرد، مدارا کرد، تحمل کرد)

نمونه جملاتی برای کاربردهای مختلف فعل‌های «گذشت» و «گرفت»:

گذشت: ۱. او از خطای دوستش گذشت. (بخشید، عفو کرد) ۲. زمان به سرعت گذشت. (سپری شد، طی شد) ۳. پیرمرد از خیابان گذشت. (عبور کرد، رد شد)

گرفت: ۱. او کتاب را از من گرفت. (دریافت کرد، ستاند) ۲. آبِ رودخانه گل‌آلود شد و ماهی‌گیر، ماهیِ بزرگی گرفت. (صید کرد، شکار کرد) ۳. دلم از این هوای ابری گرفت. (غمگین شد، دچار اندوه شد)

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: آن شب عزیز

محتوا مورد پسند بوده است ؟

2.11 - 9 رای