1 سروده زیر را از نظر شیوه گفتگو، با متن درس مقایسه کنید؛ سپس بنویسید این نوع گفت و گو در اصطلاح ادبی چه نام دارد؟
نخستین بار گفتش کز کجایی؟ بگفت از دار مُلک آشنایی
بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند بگفت انده خرند و جان فروشند
بگفتا جان فروشی در ادب نیست بگفت از عشق بازان این عجب نیست
بگفت از دل شدی عاشق بدین سان؟ بگفت از دل تو می گویی، من از جان
بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟ بگفت آنگه که باشم خفته در خاک
بگفت او آنِ من شد زو مکن یاد بگفت این، کی کند بیچاره فرهاد؟
چو عاجز گشت خسرو در جوابش نیامد بیش پرسیدن صوابش
به یاران گفت کز خاکی و آبی ندیدم کس بدین حاضرجوابی
نظامی
1 در سرودۀ نظامی (شیوه پرسش و پاسخ خسرو و فرهاد) یک نفر سوال کوتاهی میپرسد و نفر دوم نیز کوتاه و مختصر جواب میدهد. اما در درس (گفتوگوی محتسب و مست)، محتسب یک جمله میگوید و مست در جواب او، دلیل یا عذری میآورد که این نوع گفتوگو، حالت مجادله و بحث دارد.
به این نوع گفتوگو در اصطلاح ادبی، مناظره (سوال و جواب) میگویند.
2 متن درس از نظر شیوه بیان (جِد، طنز) با این سروده حافظ چه وجه اشتراکی دارد؟
با محتسبم عیب مگویید که او نیز پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است
2 وجه اشتراک هر دو متن (سرودۀ حافظ و متن درس)، استفاده از شیوه طنز برای انتقاد از رفتار محتسب (مأموران یا مدعیان دینداری) است. در هر دو متن، با لحنی طنزآمیز به عیبجویی از محتسب پرداخته شده و نشان میدهد که خود محتسب نیز پنهانی اهل خطا و گناه است.