1 کنایه را در بیت های زیر مشخص کنید و مفهوم هر یک را بنویسید.
الف چو خواهی که پیدا کنی گفت و گوی بباید زدن سنگ را بر سبوی
ب سیاوش سیه را به تندی بتاخت نشد تنگ دل، جنگ آتش بساخت
الف کنایه: ترکیب «سنگ بر سبو زدن» کنایه از آزمایش و امتحان سخت کردن، قاطعیت به خرج دادن و کار را یکسره کردن (برای روشن شدن حقیقت) است.
ب کنایه: ترکیب «تنگدل شدن» کنایه از ترسیدن، دلهره گرفتن و اندوهگین شدن است. / همچنین عبارت «جنگِ چیزی را ساختن» (جنگِ آتش بساخت) کنایه از مهیا و آماده شدن برای رویارویی و مقابله با چیزی است.
2 دو نمونه «مجاز» در متن درس بیابید و مفهوم آنها را بررسی کنید.
دو نمونه مجاز در متن درس: ۱. «یکی دشت با دیدگان پر ز خون»: واژهی «دشت» مجاز از «مردم و تماشاگرانِ حاضر در دشت» است (علاقه محلیه یا جایگاه). ۲. «جهانی نظاره شده همگروه»: واژهی «جهانی» مجاز از «مردم بسیار زیاد و انبوه جمعیت» است (علاقه محلیه). (نمونه دیگر: در مصراع «کسی خُود و اسپ سیاوش ندید»، «خُود و اسپ» مجاز از کل وجودِ سیاوش است).
3 برای هریک از زمینه های حماسه، بیت متناسب از متن درس بیابید.
قهرمانی:
خرق عادت:
ملّی:
قهرمانی: (بیانگر شجاعت، دلاوری و نترسیدن قهرمان داستان) «سیاوش سیه را به تندی بتاخت / نشد تنگدل، جنگ آتش بساخت»
خرق عادت: (بیانگر رخدادی ماوراءالطبیعه و برخلاف قوانین عادی طبیعت، یعنی نسوختن انسان و لباسش در آتشِ عظیم) «چنان آمد اسپ و قبای سوار / که گفتی سمن داشت اندر کنار»
ملّی: (بیانگر رسمها، باورها و آیینهای کهن یک ملّت، مانند آیین اثبات بیگناهی با عبور از آتش) «بدان گاه، سوگندِ پرمایه شاه / چنین بود آیین و این بود راه»