مای درس دانلود اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب قلمرو زبانی صفحه 14 درس 1 فارسی یازدهم

پایه یازدهم تجربی فارسی یازدهم فصل 1: نيكی

1 معنای واژه های مشخّص شده را بنویسید.

معیار دوستانِ دغل روز حاجت است

قرضی به رسم تجربها ز دوستان طلب

صائب

 

صـورتِ بـی صـورتِ بـی حـدّ غیب

ز آینۀ دل تافت بر موسی ز جیب

مولوی

 

فخری که از وسیلت دون همّتی رسد

گر نام و ننگ داری، ا ز آن فخر، عار دار

اوحدی

دغل: فریبکار، مکار، ناراست و حیله‌گر.

جیب: گریبان، یقه (در این بیت تلمیح به معجزه‌ی ید بیضای حضرت موسی دارد).

دون‌همتی: پستی، کوتاه‌همتی، حقارت و پستی طبع.

2 برای کاربرد هریک از موارد زیر، نمونه ای در متن درس بیابید.

پیوندهای هم پایه ساز:

پیوندهای وابسته ساز:

پیوندهای هم‌پایه‌ساز:

این پیوندها کلمات یا جملاتی را به هم متصل می‌کنند که از نظر دستوری هم‌ارزش هستند. رایج‌ترینِ آن‌ها حرف «و» است.

نمونه: فروماند در لطف و صنع خدای (در این مصراع، «لطف» و «صنع» دو اسم هستند که با «و» به یکدیگر پیوند خورده‌اند.)

 

پیوندهای وابسته‌ساز:

این پیوندها جمله‌ای را به جملهٔ دیگر وابسته می‌کنند، به طوری که یکی از جمله‌ها (پیرو) معنای دیگری (پایه) را کامل می‌کند. از رایج‌ترینِ آن‌ها می‌توان به «که» و «تا» اشاره کرد.

نمونه: چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر (در اینجا «کز» که کوتاه شدهٔ «که از» است، جملهٔ «از تو ماند چو شیر» را به جملهٔ «چنان سعی کن» وابسته کرده است.)

نمونه: بخور تا توانی به بازوی خویش (در اینجا «تا» جملهٔ «توانی [به بازوی خویش]» را به جملهٔ «بخور» وابسته کرده است.)

3 معانی فعل «شد» را در سروده زیر بررسی كنید.

 

گریه شام و سَحَر، شُكر كه ضایع نگشت

قطره بـاران ما گوهر یكـدانـه شد

 

منـزل حافـظ كنـون بـارگه پادشاسـت

دل برِدلدار رفت، جان برِجانانه شد

حافظ

گوهر یکدانه شد: در این مصراع، فعل «شد» از نوع اسنادی (ربطی) است و به معنای «گشت»، «گردید» یا «تبدیل شد» به کار رفته است.

جان برِ جانانه شد: در این مصراع، فعل «شد» یک فعل تام (اصلی) است و به معنای «رفت» می‌باشد (یعنی جان به سوی معشوق رفت).

4 معنای برخی واژه ها تنها در جمله یا زنجیرۀ سخن قابل درک است.

با استفاده از شیوه های زیر، به معنای هر یک از واژه های مشخّص شده، دقیق تر می توان پی برد:

الف قرار گرفتن واژه در جمله:

ماه، طولانی بود.                                   ماه، تابناک بود.

ب توجّه به رابطه های معنایی (ترادف، تضاد، تضمّن و تناسب(

سیر و بیزار  ←  ترادف                              سیر و گرسنه  ←  تضاد

سیر و پیاز  ←  تناسب                             سیر و گیاه  ←  تضمّن

اكنون برای دریافت معانی واژه های «دست» و «تند» به کمک دو روش بالا، چند جمله مناسب بنویسید.

بررسی واژه «دست»:

الف) قرار گرفتن در جمله:

۱. دستِ برادرم در بازی آسیب دید. (عضو بدن)

۲. دیروز یک دست لباس ورزشی خریدم. (واحد شمارش)

ب) رابطه‌های معنایی:

۱. دست و پا (رابطه تناسب).

۲. دست و انگشت (رابطه تضمن)

 

بررسی واژه «تند»:

الف) قرار گرفتن در جمله:

۱. ماشین با سرعتِ تند از کنارمان گذشت. (سریع بودن)

۲. غذای هندی معمولاً بسیار تند است. (سوزاننده بودن / طعم ادویه)

۳. او با لحنی تند با من صحبت کرد. (خشن و پرخاشگرانه)

ب) رابطه‌های معنایی:

۱. تند و کُند (رابطه تضاد).

۲. تند و سریع (رابطه ترادف).

بقیهٔ همین فصل

محتوا مورد پسند بوده است ؟

1 - 4 رای