نصب اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب معنی شعر صفحه 86 درس 10 فارسی دوازدهم

پایه دوازدهم ریاضی فارسی دوازدهم فصل 10: فصل شکوفایی

1) دیروز اگر سوخت ای دوست غم برگ و بار من و تو        امروز می آید از باغ بوی بهار من و تو

2) آن جا در آن برزخ سرد در کوچه های غم و درد            غیر از شب آیا چه می دید چشمان تار من و تو؟

3) دیروز در غربت باغ من بودم و یک چمن داغ               امروز خورشید در دشت آیینه دار من و تو

4) غرق غباریم و غربت با من بیا سمت باران                    صد جویبار است اینجا در انتظار من و تو

5) این فصل فصل من و توست فصل شکوفایی ما           برخیز با گل بخوانیم اینک بهار من و تو

6) با این نسیم سحرخیز برخیز اگر جان سپردیم              در باغ می ماند ای دوست گل یادگار من و تو

7) چون رود امیدوارم بی تابم و بی قرارم                        من می روم سوی دریا، جای قرار من و تو

1) ای دوست، اگر غم ظلم و ستم، دیروز آرزو و امیدهای من و تو را سوزاند و نابود کرد [هراسی نیست؛ چرا که] امروز بوی بهار پیروزی به مشام می رسد.

2) در آن سرزمینِ همچون برزخ در آن کوچه هایی که یادآور غم و درد ما بود، چشمان من و تو جز ستم و بیداد چه چیز را دیده بود؟ هیچ چیز.

3) دیروز در غریبی باغ خزان زده بودیم و پر از داغ و حسرت بودیم؛ امّا امروز خورشید پیروزی در دشت بردمیده است و همه جای میهن آیینه دار من و تو و تجلّی حضور ما خواهد بود.

4) پر از غربت و غبار باغ خزان زده هستیم. نیاز به بارانی داریم که خود را شست وشو دهیم. جویباران بسیاری منتظر ماست. (ما دچار پراکندگی هستیم؛ به جویبار همبستگی بپیوندیم.)

5) این دوره، فصل شکوفایی استعدادهای من و توست؛ ما که به انتظار بهار نشسته بودیم. برخیز همنوا با انقلاب و گل نغمه سرایی کنیم که بهار من و تو می آید.

6) همراه با این نسیم سحرگاهی برخیز [قیام کن] و همراه شو. اگر در این راه مبارزه مردیم [هراسی نیست.] ای دوست، گل و انقلاب به یادگار از من و تو خواهد ماند.

7) مانند رود که امید رسیدن به دریا را دارد من نیز با ناآرامی، امید رسیدن به دریا را دارم. ما باید به یکدیگر بپیوندیم و همبسته شویم. دری به خانه خورشید (سلمان هراتی)

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: کویر

محتوا مورد پسند بوده است ؟

5 - 11 رای