سیر اندیشه از پارمنیدس تا ارسطو را مطالعه کنید و به سؤال های زیر پاسخ دهید:
1) آیا تفاوتی میان نظر پارمنیدس و افلاطون دربارۀ ادراک حسی و محسوسات وجود دارد؟
2) آیا افلاطون و ارسطو اختلاف نظری در معرفت شناسی دارند؟
3) آیا می توان میان دیدگاه پارمنیدس و افلاطون وجه تشابهی پیدا کرد؟
1) پارمنيدس از فیلسوفانی بود که شناخت حسی را به دلیل خطاهایی که گاه در حواس رخ می دهد معتبر نمی دانست و تنها برای شناخت عقلی ارزش قائل بود. به همین دلیل او معتقد بود که حرکت وجود ندارد؛ زیرا حرکت از طریق حس برای ما معلوم شده و احتمال خطا در حس وجود دارد. افلاطون معتقد به عالمی به نام «مثل» بود. از نظر افلاطون اگر بخواهیم این عالم را با عالم مثل مقایسه کنیم، این عالم، سایه آن عالم شمرده می شود و اگر انسان به آن جهان برتر راه یابد می تواند حقایق آن را نظاره کند. از نظر افلاطون ابزار حسی فقط توانایی درک این جهان را به انسان می دهد و درک جهان برتر تنها با عقل و شهود امکان پذیر است، به همین دلیل از نظر او، گر چه حس اعتبار دارد، اما از درجه اهمیت کمتری برخوردار است. زیرا صرفا جهان سایه ها را به ما نشان میدهد نه آن جهان برتر را.
2) بله، ارسطو بر خلاف افلاطون در عالم مثل به دنبال معرفت نمی گردد، او همه چیز را می خواهد در همین دنیا جستجو و حل نماید و اعتقادی به عالم مثل افلاطون ندارد.
3) بله، افلاطون نیز همانند پارمنيدس به عنصر عقل برای درک حقایق اعتقاد داشت و همانند پارمنيدس برای شناخت حسی ارزش و اعتباری قائل نبود.