عَيِّنِ الْعِبارَةَ الْفارِسيَّةَ الْمُناسِبَةَ لِلْعِبارَةِ الْعَرَبيَّةِ
1 تَجرِي الرّیاحُ بِما لا تَشتَهِي السُّفنُ.
2 اَلْبَعيدُ عَنِ الْعَينِ، بَعيدٌ عَنِ الْقَلبِ.
3 أَکَلْتُم تَـمْري و عَصَیْتُم أَمْري.
4 خَيْرُ الْکَلامِ ما قَلَّ وَ دَلَّ.
5 اَلصَّبْرُ مِفتاحُ الْفَرَجِ.
6 اَلْخَيْرُ في ما وَقَعَ.
الف هر چه پیش آید خوش آید.
ب کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ.
ج گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.
د نـمک خورد و نـمکدان شکست.
هـ از دل برود هر آنکه از ديده رود.
و بَرَد کشتی آنجا که خواهد خدای و گر جامه بر تن دَرَد ناخدای
عبارت فارسی مناسب با عبارت عربی را مشخص کنید.
1 بادها به سمتی که کشتی ها نمی خواهند، جریان دارند.
و بَرَد کشتی آنجا که خواهد خدای و گر جامه بر تن دَرَد ناخدای
2 کسی که از چشم دور است، از قلب دور است.
هـ از دل برود هر آنکه از ديده رود
3 خرمایم را خوردید و از فرمانم سرپیچی می کنید.
د نمک خورد و نمکدان شکست
4 بهترین سخن آن است که کم و راهنمایی کننده (قابل فهم باشد.
ب کم گوی وگزیده گوی چون دُرّ
5 صبر کلید گشایش است.
ج گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی
6 خوبی در چیزی است که اتفاق افتد.
الف هر چه پیش آید خوش آید