اگر انسان ها به عدل و احسان و مانند آنها علاقه مند هستند و عقل آن ها این صفات را، قطع نظر از ضرورت اجتماعی شان، کمال می داند، چرا برخی افراد به دنبال این فضائل نیستند و بالعکس به سوی رذائل اخلاقی می روند؟
نظر شما در این باره چیست؟ چگونه می توان به آن پاسخ داد؟
فلاسفه مسلمان در این زمینه معتقدند اگر چه بشر به فضيلتها علاقه مند است و عقل او آنها را زیبا و خوب می داند اما رفتن به سوی این فضائل و عمل بر اساس آنها چندان هم آسان نیست، چون نوع اعمال و افعال انسان دو دسته است: افعال طبیعی و افعال اخلاقی، افعال طبیعی برای رسیدن به تمایلات طبیعی و رفع نیازهای طبیعی است، گاهی کسب فضيلتها با منافع و تمایلات جسمانی انسان در تضاد است. در چنین شرایطی اگر تمایلات انسان قوی باشند می توانند مانع رسیدن او به فضيلتها شوند و حتی او را به سوی رذیلت ها هدایت کنند. از سوی دیگر می توان این موضوع را از جنبه دیگر نیز بررسی نمود و آن این که انسان صاحب اختیار و مختار آفریده شده است تا میان فضائل و رذایل دست به انتخاب بزند و بر این اساس گاهی انسان ها در مسیر انتخاب رذایل قرار می گیرند و به دنبال پاسخگویی صرف به نیازهای مادی و جسمانی قرار میگیرند و دست به کارهای ناصواب می زنند.