1 در عبارات زیر امکان پدید آمدن چه برداشتهای متفاوتی وجود دارد؟ توضیح دهید.
الف خانم پزشکی دیروز به عیادت بیماران آمد.
ب او گفت که این کتاب من است.
ج پسر با دیدن پدر خود، گرد و خاک لباسش را تکاند.
د چون ازو گشتی همه چیز از تو گشت.
هـ سعید همسایه اش را تکریم می کند. او فرد متدینی است.
و عفو لازم نیست اعدامش کنید.
1 الف خانم پزشکی دیروز به عیادت بیماران آمد.
در کلمه «پزشکی» دو برداشت وجود دارد:
برداشت اول: زنی که شغلش پزشکی (دکتری) است به عیادت آمد.
برداشت دوم: خانمی که نام خانوادگیاش «پزشکی» است به عیادت آمد.
ب او گفت که این کتاب من است.
در این جمله مشخص نیست ضمیر «من» دقیقاً به چه کسی برمیگردد که به آن ابهام در مرجع ضمیر میگویند.
برداشت اول: کتاب متعلق به کسی است که دارد این جمله را برای ما تعریف میکند.
برداشت دوم: کتاب متعلق به همان شخصی است که در ابتدا حرف زده است (یعنی همان فردِ «او»).
ج پسر با دیدن پدر خود، گرد و خاک لباسش را تکاند.
در اینجا هم مشخص نیست حرف «ـَـش» در کلمه «لباسش» به چه کسی اشاره دارد (ابهام در مرجع ضمیر).
برداشت اول: پسر خاک لباس خودش را تکاند.
برداشت دوم: پسر خاک لباس پدرش را تکاند.
د چون ازو گشتی همه چیز از تو گشت.
در اینجا کلمه «گشتی» و «از تو» دارای چند معنا است که به آن اشتراک لفظ میگویند.
برداشت اول: اگر از خدا روی بگردانی و دور شوی، همه چیز هم از تو روی برمیگرداند.
برداشت دوم: اگر متعلق به خدا بشوی (ازِ او بشوی)، همه چیز هم متعلق به تو میشود.
هـ سعید همسایهاش را تکریم میکند. او فرد متدینی است.
باز هم مشخص نیست کلمه «او» جانشین چه کسی شده است (ابهام در مرجع ضمیر).
برداشت اول: سعید فرد متدینی است.
برداشت دوم: همسایه فرد متدینی است.
و عفو لازم نیست اعدامش کنید.
به دلیل نداشتن علامتهای نگارشی (مثل ویرگول)، جمله دو جور خوانده میشود که معنای آن را کاملاً برعکس میکند و به آن مغالطه نگارشی میگویند.
برداشت اول: عفو، لازم نیست اعدامش کنید (یعنی او را ببخشید و اعدام نکنید).
برداشت دوم: عفو لازم نیست، اعدامش کنید (یعنی او را نبخشید و اعدام کنید).
2 الف با مراجعه به کتاب علوم و فنون ادبی (1) کدام یک از اقسام جناس، می تواند باعث مغالطه اشتراک لفظ شود.
ب یک مثال از اشتراک لفظ در ادبیات ذکر کنید که باعث زیبایی کلام شده باشد.
ج در کنایه و استعاره در ادبیات از دلالت مطابقه استفاده می شود یا دلالت التزامی؟
2 الف «جناس تام» میتواند باعث خطای اشتراک لفظ شود، زیرا در این نوع جناس، دو کلمه از نظر نوشتن و خواندن کاملاً شبیه هم هستند اما معنی آنها کاملاً با هم فرق دارد
ب استفاده از کلمه «شیرین» در این بیت: «امشب صدای تیشه از بیستون نیامد / شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد». در اینجا شیرین هم به معنی خوابِ راحت و هم نام شخص (یار فرهاد) است که باعث زیبایی شعر شده است
ج از دلالت «التزامی» استفاده میشود. در کنایه و استعاره، کلمه در معنای واقعی و اصلی خودش به کار نمیرود، بلکه ذهن ما را به ویژگیها و معنای پنهانِ بیرون از آن کلمه منتقل میکند.
3 نوع دلالت الفاظ زیر را از میان مطابقه، تضمن و التزام، مشخص کنید:
الف او «حاتم» بخشی می کند.
ب دزد «ماشینم» را برد.
ج «کفشم» را واکس زدم.
د «خانه خرابم» کردی.
3 الف او حاتمبخشی میکند: دلالت التزامی. حاتم نام یک شخص است، اما در اینجا به ویژگیِ همیشگیِ او یعنی «بخشندگی بسیار زیاد» اشاره دارد.
ب دزد ماشینم را برد: دلالت مطابقی. دزد «کل» ماشین را با تمام اجزای آن برده است، پس کلمه ماشین دقیقاً در معنای کامل خودش به کار رفته است.
ج کفشم را واکس زدم: دلالت تضمنی. ما فقط رویه و بخش بالایی کفش را واکس میزنیم، نه داخل و کف آن را؛ پس منظور فقط «بخشی» از اجزای کفش است
د خانه خرابم کردی: دلالت التزامی. منظور خراب شدن واقعی آجر و سقف خانه نیست، بلکه کلمه به ویژگی همراهِ آن یعنی «بیچاره شدن و آسیب دیدن» اشاره میکند
4 نوع مغالطات زیر را تعیین کنید:
الف چرا تمرین ها را حل نمی کنی و نشسته ای کتاب داستان میخوانی؟ چون دبیرمان گفت بروید مطالعه کنید؛ نگفت بروید تمرین حل کنید!
ب سلمانی با تیغ دور سر فردی را اصلاح می کرد که ناگهان تیغ پوست وی را برید. فرد اعتراض کرد که سرم را بریدی. سلمانی گفت: سر بریده که حرف نمی زند
4 الف مغالطه توسل به معنای ظاهری کلمات. دانشآموز کلمه «مطالعه» را فقط در معنای ظاهری و محدودِ آن (روخوانی کتاب) در نظر گرفته است، در حالی که منظور معلم از مطالعه، معنای گستردهترِ آن (درس خواندن و تمرین کردن) بوده است
ب مغالطه اشتراک لفظ. در اینجا کلمه «سر» دو معنی متفاوت دارد: در جمله اول (سرم را بریدی) منظور «پوستِ سر» است، اما در جواب سلمانی (سرِ بریده) منظور «کل سر و قطع شدن گردن» است. استفاده از این کلمه مشترک در دو معنای متفاوت، باعث این خطا شده است
5 نشان دهید چگونه با تغییر حرکات کلمات زیر معنای آنها تغییر می کنند:
کشت، شکر، سم، سحر، نشسته.
5 در زبان فارسی، برخی کلمات املای یکسانی دارند اما با تغییر حرکات (فتحه، کسره، ضمه)، تلفظ و معنی آنها کاملاً عوض میشود که توجه نکردن به آنها هنگام خواندن متن میتواند باعث اشتباه در فهم منظور اصلی شود. معنای این کلمات با حرکات مختلف به این صورت است:
کشت:
کِشت: زراعت و کاشتنِ گیاه.
کُشت: جان کسی را گرفت (به قتل رساند).
شکر:
شُکر: سپاسگزاری و تشکر کردن.
شِکَر: ماده خوراکی شیرین.
سم:
سَم: زهر و ماده کشنده.
سُم: بخش انتهایی و سفت پای برخی حیوانات (مثل اسب و گوسفند).
سحر:
سَحَر: زمانِ صبح زود و سپیدهدم.
سِحر: جادو و کار عجیب.
نشسته:
نِشَسته: فردی که در حالت نشستن است (سرِ پا نیست).
نَشُسته: چیزی که شسته نشده است.