درس چهارم: ادبیات بومی (چشمهسار فرهنگ)
ایرانِ پهناور، گلستانی است که هر گوشهی آن با رنگ و بوی قومیتی خاص و زبانی شیرین، جلوهگری میکند. ادبیات بومی، همچون رگهایی پنهان، خونِ زندگی و اصالت را در پیکرهی فرهنگ ملی ما جاری میسازد. لالاییهای مادران، افسانههای کهن، و دوبیتیهایی که سینهبهسینه نقل شدهاند، همگی گنجینههایی هستند که از دلِ باورها، رنجها و شادیهای مردمانِ هر دیار جوشیدهاند.
پاسداشتِ زبان مادری و خردهفرهنگها، نه تنها به معنای جدایی از پیکرهی واحدِ ایران نیست، بلکه تارهای مستحکمی است که فرشِ خوشنقشونگارِ هویت ما را میبافد. اگر امروز وظیفهی ما حفظ مفاخر و آثار ادبی گذشتگان است، باید بدانیم که ریشهی درختِ تنومندِ ادبیات پارسی، از آبشخورِ همین چشمههای زلالِ بومی سیراب شده است.