1) تنیده یاد تو، در تار و پودم، میهن، ای میهن! بود لبریز از عشقت، وجودم، میهن، ای میهن!
2) تو بودم کردی از نابودی و با مهر پروردی، فدای نام تو، بود و نبودم، میهن، ای میهن!
3) به هر مجلس، به هر زندان، به هر شادی، به هر ماتم، به هر حالت که بودم با تو بودم، میهن، ای میهن!
4) اگر مستم اگر هشیار، اگر خوابم اگر بیدار، به سوی تو بود روی سجودم، میهن، ای میهن!
5) به دشت دل، گیاهی جز گل رویت نمیروید، من این زیبازمین را آزمودم، میهن، ای میهن!
1) ای میهن من! یاد تو، در تار و پود من تنیده شده و وجود من لبریز از عشق تو است.
2) ای میهن! تو از نیستی من را پدید آوردی و با عشق و مهربانی مرا بزرگ کردی؛ ازین رو هست و نیست من فدای نام تو گردد.
3) ای میهن! در هر مجلس یا زندان، در هر شادی یا سوگواری، در هر حالتی که بوده ام با تو بوده ام.
4) ای میهن! اگر مستم اگر هشیار، اگر خوابم اگر بیدار، همیشه روی سجودم به سوی تو است.
5) ای میهن! در دشت دلم، گیاهی جز گل روی تو نمیروید. من دلم را که مانند زمین زیباست بارها آزموده ام.