1 دریافت شما از این حکایت چیست؟
1 انسان همواره باید به دنبال اصلاح و تا حد توان موجب نجات هم نوعش بشود.
2 شما با روش کدام یک از وزرا موافقید؟ چرا؟
2 وزیری که به نیت اصلاح و نجات جان آن اسیر دروغ گفت و موجب نجات جانش شد.
3 نیت هر یک از وزرا برای دروغگویی و راستگویی چه بود؟
3 نیت وزیر اول نجات جان یک انسان بود ولی نیت وزیر دوم تملق و خودشیرینی در محضر پادشاه.
4 رفتار هر یک از وزرا چه پیامدی برای اسیر می توانست داشته باشد؟
4 پیامد کار وزیر اول می تواند باعث شود تا اسیر به یکی از موافقان آن ملک و پادشاه تبدیل گردد، ولی پیامد کار وزیر دوم می توانست موجب کشته شدن او گردد.
5 آیا شیوۀ رفتار هر یک از آنها در همۀ زمان ها، مکان ها و شرایط قابل انجام است؟ توضیح دهید.
5 خیر، بستگی به شرایط و موقعیت دارد.
6 چرا گاهی افراد در بیان واقعیت دچار تردید می شوند؟
6 به دلیل تبعات ناشی از بیان واقعیت و ترس از روبرو شدن با تبعات آن.
7 بعضی از افراد با نیّت حفظ منافع شخصی، از بیان واقعیت خودداری می کنند. پیامد های چنین نیتی برای فرد و جامعه چیست؟
7 از بین رفتن اعتماد در بین افراد جامعه
8 با چه معیاری می توان دربارۀ گفتن یا نگفتن واقعیت، تصمیم گرفت؟ با مثال پاسخ خود را توضیح دهید. (در پاسخ خود به سه مفهوم واقعیت، نیّت و پیامد توجه کنید.)
8 برای مثال گاهی دوستی از دوستی دیگر که در جمع نیست بدگویی می کند و خبر به آن دوست غائب می رسد. آنگاه شما برای اینکه روابط دوستی آن ها به هم نخورد و با نیت ادامه دوستی و رفع اختلاف، واقعیت را برای او نگویی و یا منکر شوی.