اِملَاِ الفَراغ في تَرجَمَةِ ما يلَي؛ ثمَُّ عَيِّنْ نوَعَ «لا» فيهِ.
1 «وَ لا تَسُبُّوا الّذينَ يَدْعونَ مِن دونِ اللهِ فَيَسُبُّوا اللهَ …» اَلْأنعام : 10
و کسانی را که به جای خدا فرا می خوانند .............… که به خدا دشنام دهند ... .
2 «یا أيُّهَا الرَّسولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذینَ یُسارِعونَ فِي الکُفرِ …» اَلمائِدَۀ : 41
ای پيامبر، کسانی که در کفر شتاب می ورزند تو را ................. .
3 «... رَبَّنا وَ لا تُحَمَّلْنا 2 ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ ...» اَلبَقَرَۀ : 286
[ای] پروردگارِ ما، آنچه را هیچ توانی نسبت به آن نداریم بر ما ...................... .
4 لا يَرْحَمُ اللهُ مَن لا يَرْحَمُ النّاسَ. رَسولُ اللّهِ (ص)
خدا رحم نمی کند به کسی که به مردم ................. .
5 يا حَبيبي، لا شَيءَ أجمَلُ مِنَ الْعَفوِ عِندَ الْقُدرَةِ.
ای دوستِ من، …............. زيباتر از بخشش به هنگام توانايی نيست.
جای خالی را در ترجمه آنچه می آید پر کن؛ سپس نوع «لا» را در آن مشخص کن.
1 و کسانی که غیرِ خدا را فرا می خوانند دشنام ندهید که به خدا دشنام دهند.
نوع لا: لای نهی
نکته
فعل مضارع (لا تَسُبُّوا) با حذف حرف «ن» مجزوم شده است. این تغییر ظاهری، نشانهی قطعی ورود «لای نهی» بر سر فعلهای صیغه جمع است.
2 ای پیامبر، کسانی که در کفر شتاب می ورزند تو را اندوهگین نکند.
نوع لا: لای نهی
نکته
حرف «لا» (در عبارت لا یَحْزُنْکَ) فعل را مجزوم به سکون کرده است (علامت سکون روی حرف نون). ضمیر «کَ» نیز مفعولٌبه است.
3 پروردگارا، آنچه توانش را هیچ نداریم بر ما تحمیل نکن.
نوع لا (اول): لای نهی
نوع لا (دوم): لای نفی جنس
نکته
در بخش اول (لا تُحَمِّلْنا)، درخواست از خداوند با «لای نهی» صورت گرفته که از نظر معنایی «دعای منفی» نامیده میشود و فعل را مجزوم به سکون کرده است. در بخش دوم (لا طاقَةَ)، اسمِ لای نفی جنس حرکت فتحه گرفته و تنوین نمیپذیرد. ترجمه آن به صورت «هیچ … نیست» بسیار دقیق است.
4 خدا رحم نمی کند به کسی که به مردم رحم نمی کند.
نوع لا (اول و دوم): لای نفی
نکته
«لای نفی» (مانند لا یَرْحَمُ) هیچ تأثیری در اعراب فعل مضارع ندارد و فعل پس از آن همچنان مرفوع (با حرکت ضمه) باقی مانده است. این بهترین راه تشخیص لای نفی از لای نهی در صیغههای مفرد است.
5 ای دوستِ من، هیچ چیز زيباتر از بخشش به هنگام توانايی نيست.
نوع لا: لای نفی جنس
نکته
در عبارت (لا شَیءَ)، اسم لای نفی جنس مبنی بر فتح است (تنوین نمیگیرد) و قاعده آن بهخوبی در متن رعایت شده است.