1 میان نامگذاری فلسفۀ سهروردی به «اشراق» و استفاده از مفهوم «نور» به جای «وجود» چه رابطهای هست؟
در نامگذاری مکتب «اشراق» و استفاده از مفهوم «نور» به جای «وجود»، این رابطه وجود دارد که سهروردی مبدأ هستی و خالق جهان را «نور محض» و «نورالانوار» میداند و معتقد است سایر اشیا نیز از تابش و پرتو این نور به وجود آمدهاند. به همین دلیل، او کلمهی «نور» را به عنوان جایگزینی برای «وجود» در نظر میگیرد و تمام مباحث فلسفی خود را حول محور مراتب و درجات نور و ظلمت پایهریزی میکند. از آنجا که در این مکتب، علاوه بر استدلال عقلی، کشف و شهود درونی (تابش انوار الهی بر قلب و اشراقِ نورِ حقیقت) نقش اساسی دارد، این مکتب «حکمت اشراق» نامیده شده است.
2 آیا فلسفۀ اشراق سهروردی از فلسفه خارج و وارد عرفان شده یا همچنان فلسفه باقی مانده است؟
خیر، فلسفهی اشراق از چارچوب فلسفه خارج نشده و همچنان یک مکتب فلسفی محسوب میشود. سهروردی، با وجود تأکید بر سیر و سلوک قلبی و تصفیهی باطن، اهمیت استدلال و برهان عقلی را نفی نمیکند؛ بلکه معتقد است یک فیلسوف واقعی (حکیم متأله) کسی است که هم در استدلالهای عقلی به کمال رسیده باشد و هم به مراتب کشف و شهود دست یابد. در واقع، او میکوشد دستاوردهای عقلی را با تجربهی درونی پیوند دهد و آنچه را از طریق شهود درک کرده است، به صورت مستدل و برهانی بیان کند، بنابراین رویکرد او همچنان یک رویکرد فلسفی باقی میماند.