دیدگاه ابنسینا دربارۀ عالم طبیعت را مطالعه کنید و به سؤالهای زیر پاسخ دهید.
1 چرا ابنسینا عالم طبیعت را هدفمند میداند و برای آن هدف و مقصد قائل است؟
ابنسینا معتقد است که عالم طبیعت با لطف و عنایت خداوند پدید آمده و اجزای آن به گونهای ترکیب شدهاند که «نظام احسن» (بهترین نظام ممکن) را تحقق میبخشند. از نظر او، هر شیء در عالم دارای طبع و ذاتی است که آن را همواره به سوی خیر و کمال مطلوبش سوق میدهد. کل این عالم نیز طبع و ذاتی دارد که منشأ حرکت آن به سوی یک مقصد خاص است؛ مقصدی که جزء ذات عالم طبیعت بوده و از آن جداییناپذیر است.
2 چگونه ابنسینا طبیعت را یک مجموعۀ دارای اعتدال و روبه کمال میداند، در عین حال که از اموری مانند مرگ، سیل، زلزله و نظایر آن هم آگاهی دارد؟
از دیدگاه ابنسینا، اموری که در نگاه اول ظاهراً شر و بدی به نظر میرسند (مانند مرگ، سیل و زلزله)، همگی در یک «نظم کلّی جهانی» تأثیر مثبت دارند و در نهایت به کمال طبیعت کمک میکنند. او معتقد است با نگاه کردن به بخش کوچکی از جهان طبیعت نمیتوان درباره کل آن داوری کرد؛ همانطور که زرد شدن برگها در پاییز برای کسی که فقط همان فصل را میبیند رویدادی ناگوار است، اما کسی که هر چهار فصل را میبیند درمییابد که پاییز نقش ویژهای در حفظ اعتدال طبیعت ایفا میکند.
3 شهرت ابنسینا در طب و طبیعتشناسی کمتر از فلسفه نیست. پس، چرا نگاه او به طبیعت با نگاه کسی که فقط در زیستشناسی یا طبیعتشناسی تخصص دارد، متفاوت است؟ آیا قبیل تفاوتها را امروزه هم میتوان مشاهده کرد؟
تفاوت در این است که نگاه صرفاً تجربی (طبیعتشناسانه) معمولاً فقط به مطالعه ظاهر پدیدهها و کشف روابط میان آنها محدود میشود، اما ابنسینا علاوه بر این، بر تأمل در «رابطه وجودی عالم طبیعت با مبدأ کل جهان هستی (خداوند)» نیز تأکید دارد. این نگاه فلسفی و الهی، دانشمند را از ظاهر پدیدهها عبور داده، به باطن آنها میرساند و موجب خشوع او در برابر حق میگردد. امروزه نیز این تفاوتِ نگاه را میتوان میان دانشمندانی که صرفاً رویکرد مادی به علم دارند و اندیشمندانی که جهان را دارای غایت و مبدأ الهی میدانند، مشاهده کرد.