در جای خالی کلمۀ مناسبی از کلمات زير بنويسيد. «دو کلمه اضافه است.»
أَنْقَذَ - رَئيسيّ - اِحْتَرَقَ - طَبَعَ - نَفَقاتُ - الصَّحيفَةِ - بَضائِعَ
1 کانَتْ .................. الْجامِعَةِ غاليَةً وَ ما کُنتُ قادِراً عَلَی دَفْعِها وَحْدي.
2 اِنْکَسَرَتْ إِحْدَی الزُّجاجاتِ فِي الْمُختَبَر فَـ.................. کُلُّ الْشَياءِ.
3 يَجْلِبُ التّاجِرُ .................. جَديدَةً إلَی دُکّانِهِ لِلْبَيْعِ.
4 يَبْدَأُ والِدي يَومَهُ بِقِراءَةِ .................. دائِماً.
5 .................. إِديسون طِفلاً مِنْ تَحتِ الْقِطارِ.
1 کانَتْ نَفَقاتُ الْجامِعَةِ غاليَةً وَ ما کُنتُ قادِراً عَلَی دَفْعِها وَحْدي.
هزینه های دانشگاه گران بود و من نمی توانستم آن را به تنهایی پرداخت کنم.
2 اِنْکَسَرَتْ إِحْدَی الزُّجاجاتِ فِي الْمُختَبَر فَاحْتَرَقَ کُلُّ الْشَياءِ.
یکی از بطری های آزمایشگاه شکست و همه چیز سوخت.
3 يَجْلِبُ التّاجِرُ بَضائِعَ جَديدَةً إلَی دُکّانِهِ لِلْبَيْعِ.
تاجر کالاهای جدیدی را برای فروش به مغازه خود می آورد.
4 يَبْدَأُ والِدي يَومَهُ بِقِراءَةِ الصَّحیفَۀِ دائِماً.
پدرم همیشه روزش را با روزنامه خواندن شروع می کند.
5 أَنْقَذَ إِديسون طِفلاً مِنْ تَحتِ الْقِطارِ.
ادیسون یک کودک را از زیر قطار نجات داد.