به نظر شما تعریف عملیاتی کدام یک از واژگان زیر سخت تر است؟ چرا؟
جرم، اتم، اضطراب، پیشرفت تحصیلی، کلسترول، تصمیم گیری، سوخت و ساز، استدلال، قضاوت، هورمون؟
واژگانی که ارائه تعریف عملیاتی برای آنها سختتر است، مفاهیم روانشناختی هستند؛ یعنی: اضطراب، پیشرفت تحصیلی، تصمیمگیری، استدلال و قضاوت.
اما چرا؟ 🤔 همانطور که در متن درس خواندیم، «تعریف عملیاتی» باید آنقدر دقیق، شفاف و قابلاندازهگیری باشد که همه افراد از آن برداشت کاملاً یکسانی داشته باشند.
مفاهیمی مثل جرم، اتم، کلسترول، هورمون و سوختوساز، پدیدههای فیزیکی و زیستی هستند. ما برای آنها ابزارهای اندازهگیری دقیقی (مثل ترازوی دقیق یا آزمایش خون) داریم، پس تعریف عملیاتیشان راحت است.
اما مفاهیم روانشناختی (مثل اضطراب یا قضاوت)، پدیدههایی درونی، پیچیده و چندبُعدی در انسان هستند. درست مانند مثالِ «هوش» در کتاب، افراد مختلف ممکن است برداشتها و تفسیرهای متفاوتی از یک میزانِ مشخصِ اضطراب یا قدرت استدلال داشته باشند. به همین دلیل، تبدیل کردنِ رفتارِ پیچیده انسان به یک شاخصِ کاملاً عددی و قابلاندازهگیری که همه روی آن توافق داشته باشند، بسیار دشوارتر است.