1 مفاهیم اساسی
- افول معانی ....................
آشناییزدایی
همتغییری
رویکرد تبیینی
رکود ارادهها
هویتزدایی
2 خلاصه کنید
- رویکرد تبیینی، کنش و معنای آن را نادیده می گیرد.
کنش اجتماعی خشت بنای جامعه است و تمامی پدیدههای اجتماعی خرد و کلان به واسطه کنشهای اجتماعی انسانها پدید میآیند.
انسانها در برابر ساختارهای اجتماعی منفعل و تسلیم نیستند؛ این ساختارها سرنوشت ما را به طور قطعی تعیین نمیکنند و افراد همواره قدرت مقاومت و ایجاد تغییر در آنها را دارند.
همۀ افراد به عنوان اعضای جامعه، با کنشهای اجتماعی خود در حفظ وضع موجود یا تغییر آن اثر میگذارند و این تأثیرگذاری صرفاً در انحصار مدیران و مسئولان نیست.
کنشهای انسانی به دلیل وابستگی به ویژگیهای فردی (نظیر تواناییهای ذهنی و عاطفی) و ویژگیهای اجتماعی-فرهنگی، دارای تنوع معانی و پیچیدگیهای بسیاری هستند.
تلاش برای یافتن پاسخهای کاملاً قابل پیشبینی و نادیده گرفتنِ عمق و پیچیدگیِ کنشها، در نهایت به هویتزدایی از پدیدههای اجتماعی و انسانی منجر میشود.
3 آنچه از این درس آموختیم
رویکرد تفسیری: فهم هر کنش نیازمند دسترسی به معنای ذهنی (فردی) و معنای فرهنگی (اجتماعی) نهفته در آن است. این رویکرد با استفاده از روشهای کیفی مانند مشاهدۀ مشارکتی، قومنگاری و مطالعۀ موردی، به دنبال پرده برداشتن از معانی پنهان در کنشها و درک عمق پدیدههای اجتماعی است.
محدودیتهای رویکرد تفسیری: جامعهشناسی تفسیری صرفاً به توصیف ارزشهای سیاسی و اجتماعی بسنده میکند. این رویکرد ملاک و معیاری برای مقایسه، داوری علمی و تشخیص درست از غلط ارائه نمیدهد و در نتیجه توانایی انتقاد از قدرت و ساختارهای مسلط را از دست میدهد.
جامعهشناسی انتقادی: این دیدگاه رویکردهای تبیینی و تفسیری را رویکردهایی محافظهکار میداند که انسان را در برابر وضعیت موجود منفعل میسازند. دانش انتقادی به دنبال نقد ساختارهای سرکوبگر است و تلاش میکند با داوری درباره ارزشها، راهی برای عبور از وضعیت موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب و انسانیتر ارائه دهد.
علوم اجتماعی جهان اسلام: این علوم دارای ویژگیهای هویتی و تمدنی خاص خود هستند که آنها را از رویکردهای علوم اجتماعی مدرن متمایز میکند. شناخت این تفاوتها و شباهتها، انگیزه و ظرفیت لازم را برای مشارکت خلاقانه در تولید و توسعه علوم اجتماعی بومی فراهم میآورد.