1 معنای واژه «دستور» را در بیت های زیر مشخص کنید.
* چه نیکو گفت با جمشید «دستور» که با نادان نه شیون باد و نه سور
فخرالدّین اسعد گرگانی
* گر ایدونک «دستور» باشد کنون بگوید سخن پیش تو رهنمون
فردوسی
در بیت اول که سروده فخرالدین اسعد گرگانی است، واژه دستور به معنای وزیر، مشاور و راهنما به کار رفته است. در بیت دوم که از اشعار فردوسی انتخاب شده، واژه دستور به معنی اجازه، رخصت و فرمان است.
2 با توجه از دو بیت زیر از مولوی، آیا می توان « دیر شدن روز » و « بیگاه شدن » را معادل معنایی یکدیگر دانست؟ دلیل خود را بنویسید.
* مکر او معکوس و او سرزیر شد روزگارش برد و روزش دیر شد
* بی گاه شد بی گاه شد، خورشید اندر چاه شد خورشیدِ جان عاشقان در خلوت الله شد
بله، میتوان این دو عبارت را معادل یکدیگر دانست. بیگاه شدن در لغت به معنای فرا رسیدن شب و پایان روز است و دیر شدن روز نیز دقیقا همین مفهوم را میرساند. در این ابیات، هر دو عبارت در مفهوم مجازی و کناییِ به پایان رسیدن عمر، سپری شدن فرصت زندگی و فرارسیدن هنگام مرگ به کار رفتهاند.
3 نقش دستوری گره های اسمیِ مشخّص شده در بیت زیر را بنویسید.
هرکسی از ظنّ خود شد «یار من» از درون من نجست «اسرار من»
در مصراع اول، فعل شد از افعال اسنادی است و گروه اسمی یار من حالت و وضعیت نهاد را بیان میکند، بنابراین نقش مسند دارد. در مصراع دوم، گروه اسمی اسرار من پاسخ سوال چه چیزی را است و عملی بر روی آن انجام شده، در نتیجه نقش مفعول را دارد.