1 در ميان كلمه هاي زير، هم خانواده كدام واژه ها در متن درس به كار رفته است؛ آنها را بيابيد و بنويسيد:
غني، حجّت، يوم، مغتنم، مبصر، احتياج، صبور، دوام، مساعي، سعيد
1
یوم: همخانواده با واژه «ایام» (در بیت: همه کار ایام، درس است و پند)
مغتنم: همخانواده با واژه «غنیمت» (در بیت: غنیمت شمر، جز حقیقت مجوی)
مبصر: همخانواده با واژه «بصیرت» (در بیت: به چشم بصیرت به خود در نگر)
احتیاج: همخانواده با واژه «حاجت» (در بیت: چو در هست، حاجت به دیوار نیست)
مساعی: همخانواده با واژه «سعی» (در بیت: ز آزادگان، بردباری و سعی)
2 در بیت زیر کنایه ها را مشخّص کنید و معنی آنها را بنویسید.
مپیچ از ره راست بر راه کج *** چو در هست، حاجت به دیوار نیست
2
راه راست: کنایه از مسیر درست، کارها و اعمال نیک.
راه کج: کنایه از مسیر نادرست، خطا و گمراهی.
دیوار (حاجت به دیوار نیست): کنایه از راههای غیرمنطقی، دشوار و بیراهه.
معنی کلی کنایههای بیت: تا زمانی که برای رسیدن به هدف، راهی درست، اصولی و آسان (مثل عبور از در) وجود دارد، نباید از مسیر حق منحرف شد و به سراغ راههای نادرست، پردردسر و اشتباه (مثل بالا رفتن از دیوار) رفت.
3 با ذکر دلیل گونه های پرسش زیر را مشخص کنید.
كه تواندكه دهد ميوة الوان از چوب؟ يا كه داند كه بر آرد گل صد برگ از خار؟
خار بر پشت زني زين سان گام عزّتت چيست؟ عزيزيت كدام؟
هر شب كه روي به جامة خواب كن نيك تأمل اندر اين باب
كان روز، به علم تو چه افزود؟ وز كردة خود، چه برده اي سود؟
3
بیت اول (که تواند که دهد...): پرسش انکاری.
دلیل: شاعر به دنبال دریافت پاسخ نیست؛ بلکه میخواهد با قدرت نفی کند و تأکید داشته باشد که «هیچکس جز خداوند قدرت ندارد از چوب خشک میوه رنگارنگ و از خار، گل صدبرگ خلق کند».
بیت دوم (عزتت چیست؟...): پرسش معمولی
دلیل: گوینده سؤال، واقعاً در پی یافتن پاسخ است و از پیرمردِ خارکش میپرسد که با این میزان از سختی و مشقت، دقیقاً چه راحتی و عزتی نصیب تو میشود؟
بیت سوم (کان روز به علم تو...): پرسش معمولی
دلیل: شاعر از خواننده میخواهد که در پایان روز، این سؤالات را با دقت از خودش بپرسد، درباره اعمالش فکر کند و در ذهن خود به دنبال پاسخی بگردد که آیا در آن روز چیزی به علمش اضافه شده است یا خیر.