نصب اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب التمرین الاول صفحه 58 درس 4 عربی دوازدهم

پایه دوازدهم ریاضی عربی دوازدهم فصل 4: الَفَْرزَدْقَُ

عَیِّن اَلعِبارَهَ اَلفارسِیَهَ القَریبَهَ مِنَ العِبارَهِ العَرَبِیَّهِ فِی المَعنی.

1 لا یُؤمِنُ أحَدَکُم حَتّی یُحِبَّ لِأخیهِ ما یُحِبُّ لِنَفسِهِ. رَسولُ الله (ص)

2 إذا أنتَ أکرَمتَ الکَریمَ مَلَکتَهُ وَ إن أنتَ أکرَمتَ اللَّئیمَ تَمَرَّدا. اَلمُتَنَبّی

3 اَلْعاقِلُ يَبني بَيتَهُ عَلَی الصَّخْرِ وَ الْجاهِلُ يَبنيهِ عَلَی الرَّملِ. مَثَل

4 اِدَّعَی الثّعلَبُ شَیئاً وَ طَلَبَ قیلَ هَل مِن شاهِدٍ قالَ الذّنَب. مَثَلٌ

5 مَن سَعی رَعی؛ وَ مَن لَزِمَ المَنامَ رَأیَ الأحلامَ. مَثَلٌ

6 إذا أرادَ اللهُ هَلاکَ النَّملَهِ؛ أنبَتَ لَها جَناحَینِ. مَثَلٌ

7 مُدَّ رِجلَکَ عَلَی قَدرِ کِسائِکَ. مَثَلٌ

8 عِندَ الشّدائِدِ یُعرَفُ الإخوانُ. مَثَلٌ

 

دوست آن باشد که گیرد دست دوست      در پـریـشـان حـالـی و درمـانـدگـی   سعدی

چو با سفله گويی به لطف و خوشـی          فزون گرددش کِبـر و گردن کشـی   سعدی

آن نشنیدی که حکیمـی چه گفت؟            مـور همان بـه که نباشـد پَرَش   سعدی

به جويی که يک روز بگذشت آب              نسازد خردمند ازو جای خواب   فردوسی

هر آن چیز کانَ ِ ت نیاید پسنـد                تن دوست و دشمن بدان در مبنـد   فردوسی

ز روباهی بـپرسیدند احوال                       ز معروفـان گواهـش بود دنبال   عطّار

هـرکـه روَد چَرَد و هـرکـه خُـسـبـد خـواب بـیـنـد.   انوشيروان

پـايـت را بـه انـدازۀ گـلـيـمـت دراز کـن.   مثل فارسی

از لحاظ معنایی عبارات فارسی نزدیک به عبارات عربی را مشخص کنید.

1 ترجمه: انسان مومن به ایمان کامل نخواهد رسید مگر اینکه هرچه را برای خود و خانواده خود دوست دارد برای دیگران نیز دوست داشته باشد.

هر آن چیز کانَت نیاید پسند                    تنِ دوست و دشمن بدان در مبند

 

2 ترجمه: اگر شخص كريم را اكرام و احترام كنى مالك او مى شوى ولى اگر فرومایه را اكرام كنى (بيشتر) سرپيچى مى كند.

چو با سِفله گویی به لطف و خوشی         فزون گرددش کِبر و گردن کشی

 

3 ترجمه: عاقل خانه اش را بر روی صخره می سازد و نادان بر روی ریگ.

به جويی که يک روز بگذشت آب             نسازد خردمند ازو جای خواب

 

4 ترجمه: روباه ادعای چیزی را کرد و آن را) خواست، گفته شد آیا شاهدی هست؟ (روباه) گفت دمم.

ز روباهی بپرسیدند احوال                       ز معروفان گواهش بود دنبال

 

5 ترجمه: هر ‌که سعی کند، می‌تواند بچرد؛ کسی که بخوابد،‌ خوابش را می‌بیند. (در اینجا چریدن به معنای گردش کردن و گشتن است.)

هر که رَوَد چَرَد و هرکه خُسبَد خواب ببیند

 

6 ترجمه: اگر خدا بخواهد مورچه ای را هلاک کند بریش دو بال می رویاند.

آن نشنیدی که حکیمی چه گفت؟            مور همان به که نباشد پَرَش

 

7 ترجمه: پایت را به اندازه جامه ات دراز کن

پایت را به اندازه گِلیمت دراز کن.

 

8 ترجمه: دوست (برادر) در سختی ها شناخته می شوند.

دوست آن باشد که گیرد دست دوست     در پریشان حالی و درماندگی

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: اَلْکُتُبُ طَعامُ الْفِکْرِ

محتوا مورد پسند بوده است ؟

4.48 - 205 رای