عَیِّن الجَوابَ الصَّحیحَ؛ ثُمَّ تَرجِمهُ.
1 مضارع تَذَکَّرَ (به یاد آورد):
یَتَذَکَّرُ یُذَکِّرُ یَذکُرُ
2 مصدر عَلَّمَ (یاد داد):
عِلم تَعلیم تَعَلُّم
3 ماضی مُجالَسَه (همنشینی کردن):
جَلَسَ أجلَسَ جالَسَ
4 مصدر اِنقَطَعَ (بریده شد):
تَقطیع اِنقِطاع تَقاطُع
5 امر تَقَرَّبَ (نزدیک شد):
تَقَرَّب قَرِّب اِقتَرِب
6 مضارع تَقاعَدَ (بازنشست شد):
یُقعِدُ یَتَقاعَدُ یَقتَعِدُ
7 امر تمتَنِعُ (خودداری می کنی):
اِمنَع مانِع اِمتَنِع
8 ماضی یَستَخرِجُ (خارج می کند):
أخرَجَ تَخَرَّجَ اِستَخرَجَ
9 وزن اِستَمَعَ:
اِفتَعَل اِستَفعَلَ اِنفَعَلَ
10 وزن اِنتَظَرَ:
اِفتَعَلَ اِنفَعَلَ اِستَفعَلَ
جواب صحیح را مشخص کنید سپس ترجمه کنید.
1 مضارع تَذَکَّرَ (به یاد آورد): یَتَذَکَّرُ (به یاد می آورد)
2 مصدر عَلَّمَ (یاد داد): تَعلیم (یاد دادن)
3 ماضی مُجالَسَه (همنشینی کردن): جالَسَ (همنشینی کرد)
4 مصدر اِنقَطَعَ (بریده شد): اِنقِطاع (بریده شد)
5 امر تَقَرَّبَ (نزدیک شد): تَقَرَّب (نزدیک شو)
6 مضارع تَقاعَدَ (بازنشست شد): یَتَقاعَدُ (بازنشست می شود)
7 امر تمتَنِعُ (خودداری می کنی): اِمتَنِع (خودداری کن)
8 ماضی یَستَخرِجُ (خارج می کند): اِستَخرَجَ (خارج کرد)
9 وزن اِستَمَعَ: اِفتَعَل
10 وزن اِنتَظَرَ: اِفتَعَلَ