ملاصدرا میگوید: «بسیاری از منسوبان به علم، علم لدنّی غیبی را که سالکان طریقت بدان اعتماد دارند، انکار میکنند و میگویند هر چه جز از راه آموزش و تفکر حاصل شود، علم نیست. برخی هم گمان بردهاند [که] علم حقیقی منحصر در علم فقه و ظاهر تفسیر و کلام است … ولی این هم گمانی فاسد است و گویندۀ آن تاکنون معنای قرآن را نفهمیده و باور ندارد که آن اقیانوسی است که پهنهاش تمامی حقایق را فرا میگیرد.»
1 به نظر شما، ملاصدرا بر چه نکتهای تأکید میکند؟
ملاصدرا در این متن تأکید میکند که علم حقیقی تنها در دانشهای رسمی و ظاهری (مانند فقه، کلام و ظاهر تفسیر) که از راه آموزش و تفکر بشری به دست میآیند، خلاصه نمیشود. بلکه او بر اعتبار و اهمیت «علم لدنی و غیبی» تأکید دارد؛ علمی که بدون واسطه و از طریق الهام و اشراق از جانب خداوند به دست میآید و مورد اعتماد سالکان است. همچنین وی بر وسعت و عمق بیکران حقایق قرآن کریم تأکید میورزد.
2 چرا ملاصدرا میگوید کسی که علم لدنّی را علم نمیداند، قرآن کریم را نفهمیده است؟
زیرا قرآن مانند اقیانوسی پهناور است که تمامی حقایق عالم هستی را در بر میگیرد و معانی آن بسیار عمیقتر از ظواهر کلمات است. کسی که منکر علم لدنی است و ادراک حقایق را تنها محدود به آموزشهای ظاهری و رسمی میداند، در واقع به ژرفای بیپایان معارف قرآن پی نبرده و وسعت حقایق آن را درک نکرده است. همچنین خود مفهوم «علم لدنی» برخاسته از تعابیر قرآن کریم است و انکار آن به معنای عدم فهم دقیق این کتاب آسمانی است.