عموم فیلسوفان و از جمله ابنسینا و ملاصدرا دربارۀ مسائلی چون «اثبات وجود خدا»، «وجود روح» و «معاد و آیندهٔ جهان» سخن گفتهاند؛ در حالی که میدانیم این مباحث در دین هم مطرح میشوند.
آیا سخن گفتن فیلسوفان در این موارد، آنان را از فلسفه خارج نمیکند؟
خیر، سخن گفتن درباره این موارد آنان را از فلسفه خارج نمیکند.
بر اساس متن کتاب، ملاک و معیار فلسفی بودن یک مبحث این است که:
اولاً: موضوع مورد بحث به «وجود و مسائل بنیادی آن» مربوط باشد.
ثانیاً: روش طرح و بررسی آن متکی بر «عقل و استدلال عقلی» باشد (نه صرفاً تکیه بر شهود قلبی یا بیان نقلی و قرآنی).
از آنجا که مسائلی مانند وجود خدا، روح و معاد از مهمترین مسائل بنیادی هستی و وجود هستند و فیلسوفانی چون ابنسینا و ملاصدرا با استفاده از برهان و استدلالهای عقلی به بررسی آنها میپردازند، رویکرد آنها کاملاً فلسفی باقی میماند و طرح این مباحث مشترک با دین، آنها را از چارچوب دانش فلسفه خارج نمیسازد.