مای درس دانلود اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب نمونۀ اول صفحه 60 درس 8 فلسفه دوازدهم

پایه دوازدهم انسانی فلسفه دوازدهم فصل 8: عقل در فلسفه_قسمت دوم

یکی از افرادی که دربارۀ استدلال و برهان اظهار نظر کرده و کارایی آن را محدود نموده، ابن تیمیّۀ حَرّانی است. وی می‌گوید نه «برهان» و نه «تمثیل»، در الهیات و مابعدالطبیعه قابل استفاده نیستند؛ زیرا تمثیل حجتی است که در آن، حکمی را برای چیزی از راه شباهت آن با چیز دیگر ثابت می‌کنند؛ در حالی که خداوند شبیه و نظیر ندارد. در قیاس برهانی نیز کلیّت کبریٰ یک شرط اساسی است و باید به‌طور مساوی شامل همۀ افراد شود؛ در حالی که قرار گرفتن خداوند با تعدادی از افراد به‌طور مساوی محال است؛ مثلاً وقتی می‌گوییم «هر مجموعۀ منظّمی یک نظم دهنده می‌خواهد»، این قضیه از نظر برهان هم شامل نظم‌های انسانی مانند یخچال و کولر می‌شود و هم شامل جهان خلقت. در هر دو مورد «نظم دهنده» لازم است؛ یعنی هم خدا نظم دهنده است و هم انسان. پس انسان شبیه خدا می‌شود و هم ردیف او می‌گردد. در حالی که خدا شبیه و هم ردیف انسان نیست و بنابراین، نمی‌توان از برهان برای اثبات این قبیل امور استفاده کرد.

فیلسوفان پاسخ می‌دهند که نظم دهندگی هم برای انسان و هم خدا معنای یکسانی دارد. اما با وجود این یکسان بودن معنا، توانایی خدا در نظم و نظمی که خدا پدید می‌آورد کامل است و هیچ خللی در آن نیست. اما نظم دهندگی انسان ناقص است و همواره می‌تواند کامل‌تر شود.

علاوه بر این، اگر کلمۀ ناظم در مورد خدا معنای دیگری داشته باشد و انسان‌ها آن معنا را ندانند، به کار بردن این کلمه برای خدا، عملِ پوچ و عبثی می‌شود.

بررسی: نظر شما در این باره چیست؟ آیا در برهان، هم‌ردیفی میان خدا و مخلوق اتفاق می‌افتد؟ دربارۀ تمثیل چه می‌گویید؟ آیا فلاسفه در استدلال‌های خود از تمثیل استفاده می‌کنند؟

در برهان عقلی، هیچ‌گونه هم‌ردیفی و برابری میان خداوند و مخلوقات اتفاق نمی‌افتد. فلاسفه معتقدند اگرچه یک مفهوم مشترک (مانند «نظم‌دهنده») برای انسان و خدا به یک معنا به کار می‌رود، اما این اشتراکِ مفهومی به معنای برابری آن‌ها در واقعیت نیست؛ زیرا توانایی خداوند در نظم‌بخشی کاملاً بی‌نقص و نامحدود است، در حالی که توانایی و نظم‌دهندگی انسان همواره ناقص است و می‌تواند کامل‌تر شود.

همچنین فلاسفه در استدلال‌های بنیادین خود (به‌ویژه در الهیات) از «تمثیل» استفاده نمی‌کنند. تمثیل به این معناست که حکمی را برای یک چیز، صرفاً از راه شباهت آن با چیز دیگر ثابت کنیم. از آنجا که خداوند هیچ شبیه و نظیری در عالم هستی ندارد، نمی‌توان با استفاده از روش تمثیلی درباره او استدلال کرد. به همین دلیل، فلاسفه به جای تمثیل، از «برهان» استفاده می‌کنند که مبتنی بر قواعد کلی و قطعی عقلی است.

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: عقل در فلسفه_قسمت اول

محتوا مورد پسند بوده است ؟

5 - 0 رای