مای درس دانلود اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب نمونۀ دوم صفحه 61 درس 8 فلسفه دوازدهم

پایه دوازدهم انسانی فلسفه دوازدهم فصل 8: عقل در فلسفه_قسمت دوم

دسته‌ای از دانشمندان علم کلام معتقدند که هیچ کاری ذاتاً خوب یا بد نیست و عقل هم نمی‌تواند خوبی یک کار و بدی کار دیگر را تشخیص دهد. همچنین انسان نمی‌تواند بگوید که خدا حتماً این قبیل کارهای خوب را انجام می‌دهد و آن قبیل کارهای بد را انجام نمی‌دهد؛ زیرا این سخن، به معنی محدود کردن قدرت اختیار خداست؛ در حالی که خدا قادر مطلق است و هیچ چیزی قدرت او را محدود نمی‌کند. هر کاری که او دستور دهد، همان خوب است و هر کاری که او منع کند، همان بد است. به این نظر می‌گویند: «حسن و قبح شرعی».

در مقابل، فلاسفه عقیده دارند که برخی از افعال حقیقتاً کمال محسوب می‌شوند و خوب‌اند و عقل می‌تواند خوبی آنها را تشخیص دهد؛ مانند عدل و راست‌گویی. برخی از افعال نیز حقیقتاً نقص و عیب‌اند و بد شمرده می‌شوند و عقل می‌تواند به بدی آنها پی‌ببرد؛ مانند ظلم و دروغ‌گویی. بنابراین، ما می‌توانیم به کمک عقل خود بدانیم که خداوند که یک وجود کامل است و نقص در او راه ندارد و بر هر کاری تواناست، امّا چون وجودی کامل است، حتماً به عدل رفتار می‌کند نه به ظلم، این به معنای محدود کردن خدا نیست بلکه به این معناست که خداوند منزّه از ظلم کردن است. این دیدگاه را «حسن و قبح عقلی» می‌گویند.

بررسی: این دو دیدگاه را بررسی و مقایسه کنید و سپس از آنها نتیجه‌گیری نمایید.

 

در بررسی و مقایسه این دو دیدگاه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • دیدگاه اول (حسن و قبح شرعی): طرفداران این دیدگاه معتقدند افعال ذاتاً خوب یا بد نیستند و عقل انسان نیز توانایی تشخیص خوبی و بدی کارها را ندارد. آن‌ها برای اینکه قدرت و اختیار مطلق خداوند محدود نشود، معتقدند معیار خوبی و بدی فقط دستور خداست؛ یعنی هر کاری که او دستور دهد خوب، و هر کاری که او منع کند بد است.

  • دیدگاه دوم (حسن و قبح عقلی): فلاسفه معتقدند برخی افعال ذاتاً کمال و خوب (مانند عدل و راست‌گویی) و برخی افعال ذاتاً نقص و عیب (مانند ظلم و دروغ‌گویی) هستند و عقل انسان می‌تواند به خوبی و بدی آن‌ها پی ببرد.

نتیجه‌گیری: دیدگاه دوم (فلسفی) منطقی‌تر و پذیرفتنی‌تر است؛ زیرا عقل درک می‌کند که خداوند یک وجود کامل است و هیچ‌گونه نقص و عیبی در او راه ندارد. بنابراین، با اینکه خداوند بر انجام هر کاری تواناست، اما چون ذات او کامل است، حتماً عادلانه رفتار می‌کند و مرتکب ظلم نمی‌شود. انجام ندادن ظلم به هیچ‌وجه به معنای محدود شدن قدرت خداوند نیست، بلکه به این معناست که ذات خداوند از هرگونه نقص و کار قبیحی (مانند ظلم) پاک و منزه است.

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: عقل در فلسفه_قسمت اول

محتوا مورد پسند بوده است ؟

5 - 0 رای