الف) پیش از این، رفتار دنیاگرایانی که در جهان معنوی و دینی زندگی می کنند و دیندارانی که در جهان سکولار زندگی می کنند با هم مقایسه شده است. با تأمل دراین مقایسه، درباره نقش فرهنگ غالب در جهت گیری افراد گفت و گو کنید.
ب) آیا عقاید و رفتارهای دینی، آثار دنیوی ندارند و آیا بیان آثار دنیوی آنها اشکالی دارد؟ در چه صورت پرداختن به آثار دنیوی عقاید و رفتارهای دینی مشکل ساز می شود؟
الف) * فرهنگ غالب جامعه ای می تواند در کنش های اجتماعی مردم جامعه (کنش های دینی، سیاسی و..). نقش موثری ایفا کند. در جامعه ی دینی ومعنوی، فرهنگ غالب، به آبادانی دنیا به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف معنوی نگاه می کند.
* در نتیجه جهت گیری افرادی که مایل باشند به لذات دنیوی ومسائل مادی مشغول باشند، جهت گیری خاصی خواهد بود. افراد، رفتارهای متضاد ودوگانه خواهند داشت ومردم بدنبال توجیه رفتارهای دنیوی خود با استدلالات دینی هستند ودر جامعه ای که فرهنگ غالب ، توجه زیاد به دنیا وامور دنیوی باشد و هم چنین این فرهنگ غالب، بصورت ایدئولوژی برای افراد پذیرفته شده باشد، افراد جهت گیری خاصی پیدا می کند: دین دارانی که در چنین جامعه ای زندگی می کنند، معمولاً رفتارهای دینی خود را با دلایل دنیوی، تفسیر می کنند. اما در جامعه ای اول، دنیا گران، به پنهان کاری روی می آورند چون ، جهان بینی غالب جامعه، دنیاگرایی نیست، بلکه، فرهنگ دینی است.
ب) عقاید ورفتارهای دینی ، آثار دنیوی هم دارد. وبیان آنها هیچ اشکالی ندارد.
در صورتی که پرداختن به آنها فقط برای اهداف دنیوی باشد مشکل بوجود می آید.
در فرهنگ معنوی ودینی، معمولاً پرداختن به آثار دنیوی، به عنوان یک مسیر وراه و وسیله ای است که در راستای اهداف عالیه معنوی است. ودر صورتی که افرادی که فرهنگ غالب در جامعه آنها، فرهنگ دینی باشد، به آثار دنیوی بیشتر توجه داشته باشند، مجبور هستند رفتار دوگانه داشته باشند. و رفتارهای غیر دینی و دنیوی خود، توجیه دینی می دهند.