سوفیا کوتلاکی، مردم شناس یونانی، در کتابی با عنوان «نظام ادب، تعارف و مفهوم وجهه در فرهنگ ایرانی» به تَعارفات ایرانیان اشاره کرده است. او با انجام پژوهش میدانی، گردآوری داده ها و تحلیل و مقایسه آنها نتیجه می گیرد که این تَعارفات از احترام، تواضع و صمیمیت ایرانی ناشی می شوند؛ یعنی ما ایرانیان هنگامی که می خواهیم به دیگران احترام بگذاریم به آنها تَعارف می کنیم. این تعارف به معنای شناخت متقابل است و علاوه بر اینكه ریشه قرآنی دارد، زمینۀ ارتباطی صمیمانه و صادقانه را فراهم می کند.
به نظر شما، کلمۀ »بی تعارف» چه معنایی دارد و آیا کاربرد فعلی این کلمه با توجه به معنای لغوی و یافته های مردم شناسی صحیح است؟
کلمۀ «بیتعارف» در زبان محاوره معمولاً به معنای صراحت لهجه، کنار گذاشتن رودربایستی، صمیمیت بیشتر و بیان مستقیم خواستهها یا حقایق به کار میرود.
با توجه به معنای لغوی (ریشه قرآنی «تَعارَفوا» به معنای شناخت متقابل) و یافتههای مردمشناسی که «تعارف» را نشانهی احترام، تواضع و زمینهساز ارتباط صمیمانه میداند، کاربرد فعلی کلمۀ «بیتعارف» کاملاً متضاد با این معانی نیست، اما دچار دگرگونی شده است. در حالی که تعارف در فرهنگ اصیل به معنای «شناخت توأم با احترام» است، امروزه کلمه «بیتعارف» بیشتر برای عبور از تشریفات ظاهری و کلامی و رسیدن به «شناخت و بیان واقعی و بدون پرده» استفاده میشود. بنابراین، اگر تعارف را صرفاً تعارفات ظاهری و غیرصادقانه بدانیم، کاربرد «بیتعارف» به معنای تمایل به ارتباط صادقانهتر است؛ اما اگر آن را به معنای احترام و تواضع اصیل بدانیم، «بیتعارف» بودن میتواند به معنای نادیده گرفتن حریم و احترام متقابل تلقی شود.