در طول تاریخ، بسیاری از فرهنگ ها و جوامع، تفاوت های اسمی و نابرابری های طبیعی را بهانه ای برای نابرابری های اجتماعی قرار داده اند. مثلاً به دلیل تفاوت میان دو جنس یا نژادهای مختلف، میان آنها نابرابری های اجتماعی ایجاد کرده اند.
عده ای در مخالفت با این نوع برخورد ها، همۀ تفاوت ها و نابرابری ها را نابرابری اجتماعی می پندارند و همۀ نابرابری های اجتماعی را نیز مضر و مخرب می دانند. هر دوی این نگاه ها، نادرست اند. به نظر شما هر کدام از این دو نگاه چه مشکلاتی ایجاد می کنند؟
مشکلات نگاه اول (توجیه نابرابری اجتماعی با تفاوتهای طبیعی): این نگاه باعث نهادینه شدن تبعیض، نژادپرستی و بیعدالتی در جامعه میشود. وقتی تفاوتهای تکوینی و طبیعی (مانند رنگ پوست، نژاد یا جنسیت) مبنای برتریجویی و توزیع نابرابرِ امکانات قرار گیرد، شایستگیها، استعدادها و تلاشهای ارادی انسانها نادیده گرفته شده و افراد به ناحق از فرصتهای برابر برای رشد محروم میشوند.
مشکلات نگاه دوم (مضر و مخرب دانستن همۀ تفاوتها و نابرابریها): این نگاه تفاوتهای واقعی در توانمندیها، میزان تلاش، استعدادها و تخصص افراد را نادیده میگیرد. اگر قرار باشد هیچگونه تفاوت و نابرابریِ پذیرفتهشدهای (مانند تفاوت در پاداش و احترام) وجود نداشته باشد، انگیزه افراد برای کار بیشتر و پذیرش نقشها و مسئولیتهای سخت و مهم از بین میرود و در نتیجه، نظام تقسیم کار و پیشرفت جامعه دچار اختلال میشود.