مای درس دانلود اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب قسمت پایانی درس صفحه 85 درس 7 جامعه شناسی دوازدهم

پایه دوازدهم انسانی جامعه شناسی دوازدهم فصل 7: نابرابری اجتماعی

1 مفاهیم اساسی

- نابرابری اجتماعی .....................

تفاوت‌های طبیعی و اجتماعی (تفاوت‌های اسمی و رتبه‌ای)

قشربندی اجتماعی

جامعه‌شناسی انتقادی

پیوند دانش و ارزش (داوری ارزشی)

وضعیت موجود و وضعیت مطلوب

رویکرد محافظه‌کارانه (در جامعه‌شناسی تبیینی و تفسیری)

عدالت اجتماعی و برابری فرصت‌ها

2 خلاصه کنید

- فاصلۀ میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب جهان اجتماعی، جامعه شناسی را به داوری دربارۀ ارزش ها می کشاند.

تفاوت‌های انسان‌ها به دو دسته طبیعی و اجتماعی تقسیم می‌شوند؛ تفاوت‌های اجتماعی نیز شامل تفاوت‌های اسمی (بدون برتری) و تفاوت‌های رتبه‌ای هستند که به پیدایش «نابرابری اجتماعی» و «قشربندی اجتماعی» منجر می‌شوند.

جامعه‌شناسی تبیینی و تفسیری معمولاً در بررسی نابرابری‌ها دچار «رویکرد محافظه‌کارانه» می‌شوند؛ یعنی وضع موجود را می‌پذیرند و توانایی نقد و تغییر ساختارهای نابرابر را ندارند.

در مقابل، «جامعه‌شناسی انتقادی» با پذیرش پیوند میان دانش و ارزش، به داوری ارزشی می‌پردازد و با مقایسه «وضعیت موجود» با «وضعیت مطلوب»، نابرابری‌های ظالمانه را نقد می‌کند.

راهکار اساسی برای کاهش نابرابری‌های اجتماعی، برقراری «عدالت اجتماعی» از طریق ایجاد «برابری فرصت‌ها» است؛ به این معنا که نقطه شروع رقابت برای رشد و پیشرفتِ همه افراد جامعه یکسان باشد.

3 آنچه از این درس آموختیم

در این درس آموختیم که قواعد اجتماعی (چه رسمی و چه غیررسمی) پایه و اساس زندگی مشترک هستند؛ این قواعد ارتباطات ما را سامان می‌دهند، کنش‌ها را قابل پیش‌بینی می‌کنند و نظم اجتماعی را پدید می‌آورند.

فهمیدیم که به چگونگی ارتباط و پیوند میان پدیده‌های مختلف اجتماعی، «ساختار اجتماعی» گفته می‌شود. این ساختارها و قواعد در درون یک کلِ هماهنگ و سازگار به نام «نظام اجتماعی» قرار می‌گیرند.

با «جامعه‌شناسی تبیینی» آشنا شدیم و یاد گرفتیم که این رویکرد، نظم جامعه را شبیه به نظم طبیعت (مانند یک موجود زنده یا ماشین) می‌داند. هدف آن شناخت نظم اجتماعی برای پیش‌بینی و کنترل جامعه از طریق روش‌های کمّی و بررسی «هم‌تغییری» میان پدیده‌هاست.

در نهایت متوجه شدیم که رویکرد تبیینی، با یکسان پنداشتن طبیعت و جامعه، انسان‌ها را به پیچ‌ومهره‌های بی‌اراده‌ی ساختارها تقلیل می‌دهد. در حالی که جامعه با طبیعت متفاوت است؛ انسان‌ها خالق جامعه‌اند و برای درک درست نظم اجتماعی، نمی‌توان صرفاً از روش‌های علوم طبیعی استفاده کرد.

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: قدرت اجتماعی

محتوا مورد پسند بوده است ؟

5 - 0 رای