ارسطو در توصیفاتی که از خدا و مبدأ نخستین جهان میکند، از عباراتی چون شریفترین موجود، خیر و جمال و زیبایی، ضرورتاً موجود، محرّکِ غیرمتحرک، دارای حیات، تغییرناپذیر و دارای عالیترین اندیشه استفاده میکند. این عبارات گویای آن است که وی علاوه بر قبول موجودات غیرمادی، در میان آنها یک موجود را برتر میداند و او را مبدأ همۀ امور تلقی میکند و بدین ترتیب، قدمی بزرگ در راه خداشناسی فلسفی بر میدارد.
دربارۀ عبارتهایی که زیر آنها خط کشیده شده است، بیندیشید و مقصود ارسطو را از آنها توضیح دهید.
مقصود ارسطو از این عبارات به شرح زیر است:
محرک غیرمتحرک: خداوند علت نخستین و پدیدآورنده تمام حرکتها و تغییرات در جهان است، اما خودش تحت تأثیر هیچ علت و محرکی قرار نمیگیرد. از آنجا که حرکت به معنای تغییر برای رسیدن به کمال است و خداوند کمال مطلق و بینیاز است، پس حرکتی در ذات او راه ندارد.
دارای حیات: موجودی که برترین هستی و مبدأ آفرینش سایر موجودات است، باید خود بالاترین درجه کمالات را داشته باشد. حیات یکی از والاترین کمالات است، بنابراین خداوند موجودی زنده و سرچشمه حیات است.
تغییرناپذیر: تغییر و تحول ویژگی موجودات مادی و ناقص است که برای برطرف کردن نیازهایشان دگرگون میشوند. خداوند چون هیچ نقص و کمبودی ندارد و در اوج کمال است، ذات او ثابت و کاملاً غیرقابل تغییر است.
دارای عالیترین اندیشه: آفرینش، هدایت و نظمبخشی به جهان هستی، نیازمند دانایی و حکمت مطلق است. از این رو، خداوند دارای برترین سطح علم، آگاهی و خرد است و عالیترین اندیشه در هستی به او تعلق دارد.