گفته شده است که کانت بهجای اثبات وجود خدا، نیاز انسان به وجود خدا را مطرح میکند. به عبارت دیگر، کانت میگوید که اگر خدا را فرض نکنیم و قبول نداشته باشیم، عملا خلاقی و مسئولیتپذیری اخلاقی ممکن نیست.
این دیدگاه را تحلیل و بررسی نمایید.
دیدگاه کانت نشان میدهد که او ضرورت وجود خدا را نه از طریق براهین عقلی (مانند نظم یا علیت)، بلکه از طریق اخلاق و وظایف اخلاقی تبیین میکند.
در تحلیل و بررسی این دیدگاه بر اساس متن کتاب میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
در فلسفه کانت، خدا، روح و اختیار انسان به عنوان یک وجود عینی و واقعی (Objective) اثبات نمیشوند، بلکه اموری ذهنی (Subjective) به شمار میروند که بشر نیاز دارد آنها را مفروض بگیرد.
کانت معتقد است از آنجا که سعادت انسان در گرو کسب فضیلت و رعایت اصول اخلاقی است، باید جهانی ماورای دنیای مادی و خدایی جاودان و نامتناهی را در نظر گرفت تا وجود نفس و اختیار انسانی امکانپذیر شود.
بنابراین، قبول خداوند صرفاً پشتوانه و تکیهگاهی برای اراده، اختیار و مسئولیتپذیری اخلاقی انسان است. با این فرض است که زندگی انسان از بیهدفی و پوچی خارج شده و معنای حقیقی و متعالی پیدا میکند.