1 در ابتدای درس، حوادث و پدیدههایی ذکر شد که به نظر برخی، مصداق اتفاق هستند. به نظر شما هر یک از این نمونهها با کدام معنا از معانی اتفاق تناسب دارند؟
حوادث پیشبینینشده روزمره (مانند دیدن ناگهانی دوست در فروشگاه) با معنای چهارم اتفاق تناسب دارد. از سوی دیگر، پیدایش جهان بر اثر برخورد تصادفی اتمها در نظریه دموکریتوس، با معنای سوم اتفاق (انکار غایتمندی و هدفدار بودن جهان) متناسب است.
2 آیا میتوان بدون یک علت بالذات یا علةالعلل، که در ادیان الهی آن را «خدا» مینامند، «اتفاق» به معنای سوم را مردود دانست؟
خیر، نمیتوان. رد کردن اتفاق به معنای سوم، به معنای پذیرش غایتمندی و هدفدار بودن جهان است. از نظر فیلسوفان، قبول اینکه حوادث جهان برای رسیدن به یک هدف مشخص و از پیش تعیینشده رخ میدهند، تنها در صورتی ممکن است که به یک «علت نخستین» یا آفرینندۀ حکیم باور داشته باشیم.
3 پذیرش «اتفاق» به معنای دوم و سوم چه تأثیری در اندیشه و تفکر و سبک زندگی یک فرد دارد؟
پذیرش اتفاق به معنای دوم (انکار سنخیت علت و معلول)، باعث بیاعتنایی به تمام علوم میشود؛ زیرا فرد دیگر به یک هستی نظاممند و قانونمند باور نخواهد داشت.
پذیرش اتفاق به معنای سوم (انکار غایت)، باعث میشود فرد هدفمندی جهان را منکر شود، نتواند به آرمانهای فراتر از زندگی مادی دل ببندد و در نتیجه، احساس تعهد و مسئولیت در برابر یک وجود متعالی را از دست بدهد.
4 ضرب المثل زیر کدام معنای اتفاق را رد میکند؟ چرا؟
گندم از گندم بروید جو ز جو
این ضربالمثل معنای دوم اتفاق (یعنی پیدایش یک معلول از علتی که با آن تناسب ندارد) را رد میکند. دلیل آن است که این شعر به روشنی «اصل سنخیت علت و معلول» را بیان میکند؛ اصلی که میگوید هر معلول فقط از علت خاص و همسنخ خود پدید میآید و محال است پدیدهای (مانند جو) از علتی نامتناسب (مانند بذر گندم) به وجود بیاید.
5 شعر زیر انکار کدام معنای اتفاق است؟
از جمادی مردم و نامی شدم وز نما مردم به حیوان بر زدم
مردم از حیوانی و آدم شدم پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
حمله دیگر بمیرم از بشر تا برآرم از ملائک پر و سر
این شعر معنای سوم اتفاق (یعنی تصادفی و بیهدف بودن حوادث جهان) را انکار میکند. ابیات این شعر بیانگر حرکت تکاملی و غایتمند موجودات جهان به سوی کمال است و نشان میدهد که هستی در حال حرکت به سمت یک هدف مشخص است، نه اینکه بر اثر مجموعهای از تصادفات کور و بیهدف شکل گرفته باشد.