آیا ساختمان ذهن کودک به گونه ای است که او «چرا» می گوید یا ساختار جهان چنان است که او را به «چرا» گفتن می کشاند؟ آیا پرسش های کودک صرفا تقلیدی از بزرگ ترهاست یا واقعا متوجه چیزی می شود که انگیزه سؤال کردن را در او زنده می کند؟
پاسخ این پرسش، ریشه در هر دو مورد دارد. از یک سو ساختار جهان هستی بر اساس رابطۀ «علت و معلول» بنا شده است و از سوی دیگر، ساختمان ذهن انسان به گونهای است که این رابطه را درک میکند.
پرسشهای کودک صرفاً تقلید از بزرگترها نیست، بلکه او واقعاً متوجه حقیقتی در جهان میشود. کلمۀ «چرا» بازتابی از درکِ رابطۀ علیت در ذهن است. بر اساس دیدگاه فیلسوفان مسلمان، ذهن کودک پس از شکلگیری و درک قاعدۀ عقلیِ «اصل امتناع اجتماع نقیضین»، متوجه میشود که پدیدهها و حوادث خودبهخود رخ نمیدهند؛ بنابراین وقتی حرکتی میبیند یا صدایی میشنود، انگیزۀ سؤال کردن در او بیدار میشود تا با پرسیدنِ «چرا» به دنبال منشأ و علت آن اتفاق بگردد.