اگر کسی به طور جدّی در هر یک از این اصول سه گانه و نتایج آن تردید داشته باشد، تبعات این تردید او چه خواهد بود؟
الف انکار اصل اوّل یا تردید در آن
ب انکار اصل دوم یا تردید در آن
ج انکار اصل سوم یا تردید در آن:
الف انکار این اصل باعث میشود انسان ارتباط و پیوستگی میان پدیدهها و منشأ آنها را نپذیرد. چنین فردی تصور میکند حوادث جهان خودبهخود و بدون عامل پدید میآیند؛ در نتیجه، انگیزه خود را برای جستوجو و کشف علت پدیدهها از دست میدهد و امکان پژوهش، تحقیق و ریشهیابی خطرات یا بیماریها برای او بیمعنا میشود.
ب کسی که در این اصل تردید کند، حتمیت و تخلفناپذیری نظام هستی را زیر سؤال میبرد. او هرگز نمیتواند یقین داشته باشد که با فراهم کردن علت، معلول حتماً و ضرورتاً به وجود میآید؛ بنابراین امکان پیشبینی رخدادها از بین میرود و هیچیک از برنامهریزیها و کارهای هدفمند (مانند بذر کاشتن کشاورز به امید برداشت محصول) برای او قطعیت و اعتبار نخواهد داشت.
ج انکار این اصل باعث برهم خوردن نظم و قانونمندی جهان در ذهن فرد میشود. چنین شخصی نمیپذیرد که هر پدیدهای علتِ خاص و متناسب با خود را دارد، بنابراین تصور میکند هر چیزی میتواند از هر چیزی به وجود بیاید (مثلاً برای رفع تشنگی به جای آب، خاک بخورد). این فرد امکان تنظیم امور زندگی و پژوهش علمی را از دست میدهد، زیرا دیگر دلیلی نمیبیند که برای رسیدن به یک هدف خاص، به دنبال عوامل و علل مشخصِ آن بگردد.