1 آیا می توانید در میان رفتارهای آدمیان موردی را مثال بزنید که نشان دهد اصل سنخیت علتّ و معلول مورد پذیرش آنها نیست؟
1 خیر، نمیتوان موردی را یافت. انسانها بهطور طبیعی و با عقل خود این اصل را پذیرفتهاند و تمام کارهای هدفمند آنها بر اساس همین اصل است. به عنوان مثال، کشاورز برای برداشت گندم حتماً بذر گندم میکارد، یا یک بیمار برای درمان به طبیب مراجعه میکند. این رفتارها نشان میدهد که انسانها در عمل میدانند هر چیزی نمیتواند منشأ هر چیزی شود و هر علت خاص، معلول خاص خود را پدید میآورد.
2 کسانی که این اصل را یک اصل تجربی می دانند، می گویند: «بنابر آنچه تاکنون تجربه کرده ایم، علّت های خاص، معلول های خاص خود را دارند و نمی توانیم این اصل را به علّت هایی که تجربه نکرده ایم، تعمیم دهیم.» نظر شما در این باره چیست؟
2 از دیدگاه فیلسوفان مسلمان، اصل علیت و سنخیت میان علت و معلول، یک اصل کاملاً عقلی است و صرفاً بر اساس عادت و تجربه به دست نیامده است. اگر این اصل را محدود به تجربه بدانیم، یقین و قطعیت از علم و فلسفه حذف میشود و هرگز نمیتوانیم هیچ قانون کلی و جهانشمولی را برای پدیدههای آینده یا پدیدههای تجربه نشده صادر کنیم. عقل انسان به روشنی درک میکند که محال است یک معلول از علتی نامتناسب با ذات خود صادر شود.
3 آیا ضرب المثل هایی داریم که گویای اصل سنخیت علت و معلول باشد؟
3 بله، معروفترین ضربالمثل در این زمینه که در کتاب نیز به آن اشاره شده، عبارت است از: «گندم از گندم بروید، جو ز جو». این مصرع به روشنی بیان میکند که علتهای خاص، معلولهای خاص و همسنخ با خود را پدید میآورند.