به نکات زیر توجه کنید.
1 اگرچه فیلسوفانی که فقط حس و تجربه را راه رسیدن به معرفت و شناخت میدانند دلایل اندکی برای اثبات وجود خدا بیان کردند، امّا منکر خدا نشده و بر ضرورت وجود او تأکید کردهاند.
2 علت این عدم انکار، احساس نیاز درونی انسان به خداست. احساس وجود خدا به زندگی انسان معنایی برتر میدهد.
3 اگر جریان تجربهگرایی در میان فیلسوفان اروپایی غلبه پیدا نمیکرد و راه شناخت حقایق منحصر در تجربه نمیشد، آنان میتوانستند دلایل بیشتری بر وجود خدا بیابند.
4 درست است که انسان نیاز به خدا را در درون خود مییابد و میداند که زندگی بدون خدا بیمعنا و بیهدف است، امّا اگر این نیاز را با اثبات عقلی خدا همراه کند، جایگاه خدا در زندگی وی مستحکم و پایدار میشود.
در نکات ذکر شده تأمل کنید و بگویید:
کدام یک از نکات فوق کلیدیتر است و اهمیت بیشتری دارد.
نکته چهارم کلیدیترین و مهمترین نکته است.
دلیل اهمیت این نکته آن است که نشان میدهد احساس نیاز درونی به خدا و معنابخشی او به زندگی اگرچه کاملاً درست و ضروری است، اما به تنهایی کافی نیست. اگر این نیاز درونی با «اثبات عقلی» و استدلالهای منطقی همراه نشود، ممکن است باور انسان متزلزل گردد. در واقع، ترکیب نیاز فطری و درونی با پایههای مستحکم عقلی است که جایگاه خداوند را در اندیشه و زندگی انسان کاملاً پایدار، استوار و خدشهناپذیر میکند.