اگر برادران یوسف به خدا و تدبیر او ایمان داشتند، رفتارشان چه تغییری می کرد؟ چند نمونه بیان کنید.
اگر آنها به خدا و «تدبیر» (نقشه و حکمت) او ایمان واقعی داشتند، کل رفتارشان تغییر میکرد. ایمان به تدبیر خدا یعنی پذیرش اینکه خدا بهتر از ما میداند و کارهایش از روی حکمت است.
این چند نمونه از تغییراتی است که در رفتارشان ایجاد میشد:
۱ به جای حسادت، به خدا اعتماد میکردند: آنها به جای اینکه از توجه پدرشان به یوسف دچار حسادت شوند، به حکمت خدا و پدرشان (که پیامبر بود) اعتماد میکردند. میپذیرفتند که اگر یوسف جایگاه ویژهای دارد، حتماً حکمتی در آن نهفته است و به دنبال گرفتن جایگاه او به زور نبودند.
۲ به جای فریبکاری، صداقت داشتند: آنها برای جدا کردن یوسف از پدرشان، مجبور شدند دروغ بگویند و نقشه بکشند. اگر ایمان داشتند، هرگز با شعار دروغین «خیرخواهی» یا به بهانهی «بازی» پدرشان را فریب نمیدادند. همانطور که در بخش مناجات درس آمده، از خدا «صداقت» میخواستند.
۳ به جای خیانت و خشونت، از او محافظت میکردند: آنها قول دادند که «مراقبش خواهیم بود» ، اما به او خیانت کردند و با خشونت او را در چاه انداختند. ایمان واقعی به خدا، به آنها اجازهی چنین ظلم بزرگی را، آن هم در حق برادر کوچکشان، نمیداد.
۴ به جای تشویق هم به گناه، یکدیگر را نهی میکردند: درس به ما یادآوری میکند که وقتی چند نفر با هم تصمیم اشتباهی میگیرند، جرئتشان بیشتر میشود. اگر آنها به خدا ایمان داشتند، وقتی یکی از آنها پیشنهاد گناه میداد، بقیه به او تذکر میدادند و مانع او میشدند، نه اینکه در گناه با او همدست شوند.