1 دو نمونه از هجوم فرهنگی نظام سلطه علیه انقلاب اسلامی ایران در دهههای گذشته را بررسی و تجزیه و تحلیل کنید. با توجه به سطوح و لایههای فرهنگ، این هجوم بیشتر معطوف به کدام لایه است؟ چرا؟
1 نمونهها: ترویج گسترده سبک زندگی مصرفگرایانه غربی از طریق رسانهها و همچنین القای شبهات اعتقادی و دینی در فضای مجازی برای سست کردن باورهای جوانان.
لایه هدف: این هجوم فرهنگی در درجه اول معطوف به لایههای عمیق و غیرمحسوس فرهنگ (عقاید و ارزشها) است.
دلیل: نظام سلطه آگاه است که عقاید و ارزشها، پایه و اساس جهان اجتماعی یک جامعه را شکل میدهند. اگر این لایههای بنیادین تغییر کنند، لایههای سطحی (مثل هنجارها، الگوهای رفتاری و نمادها) نیز به طور خودکار دگرگون خواهند شد. هدف از این هجوم، تضعیف ارزشهای اصیل نظیر استقلال، دینداری و خانوادهگرایی است تا جامعه دچار خودباختگی شده و زمینه برای پذیرش «سلطه فرهنگی» غرب فراهم شود.
2 به چند گروه تقسیم شوید و هر گروه با انتخاب یکی از موضوعات زیر، در مورد تهاجم فرهنگی کشورهای سلطهگر علیه کشورهای اسلامی، تحقیق کند. سپس نتایج را در کلاس ارائه کنید .
(انتشار کتاب آیات شیطانی اثر سلمان رشدی، جنگ نرم از طریق بازیهای رایانهای، ترویج عروسک باربی، تبلیغات ماهواره در مورد ترویج الگوهای خانواده و تشکیل خانوادههای باز به سبک غربی، مکدونالدی شدن رستورانها و فروشگاههای توزیع غذا، تولید فیلمهای هالیوودی و جذب استعدادهای برتر).
2 تحلیل نمونههایی از موضوعات تهاجم فرهنگی:
ترویج عروسک باربی: این عروسک به عنوان یک کالا و نماد مادی (فرهنگ محسوس)، صرفاً یک وسیله سرگرمی نیست؛ بلکه ابزاری برای انتقال پنهان ارزشها، هنجارها و سبک زندگی مادیگرایانه غرب است. هدف آن است که با درگیر کردن کودکان با این نمادها، لایههای عمیق فرهنگی نسل آینده کشورهای اسلامی از پایه تغییر کند.
تبلیغات ماهواره برای ترویج الگوهای خانواده غربی: خانواده، مهمترین نهاد انسجامبخش و عامل تربیت و انتقال فرهنگ است. نظام سلطه با ترویج الگوهای خانواده باز و بیقید و شرط غربی، مستقیماً ارزش «خانوادهگرایی» را در جوامع اسلامی هدف قرار داده است تا با فروپاشی این نهاد، جامعه در برابر پذیرش فرهنگ بیگانه بیستوه و منفعل شود.
مکدونالدی شدن رستورانها: این پدیده تنها تغییری در ذائقه غذایی (نمادهای ظاهری) نیست؛ بلکه تلاشی برای ترویج فرهنگ کالاییشده سرمایهداری است که الگوهای بومی تغذیه و ارتباطات اجتماعی حین غذا خوردن را از بین برده و نوعی یکسانسازی فرهنگی در راستای تحکیم سلطه فرهنگی ایجاد میکند.