برتراند راسل، فیلسوف انگلیسی قرن بیستم، مدعی بود برهان علیت بر اثبات وجود خدا، برهانی سست است، «زیرا اگر هر چیزی باید علتی داشته باشد، پس خدا نیز نیازمند علت است. اگر چیزی بدون علت، وجود تواند داشت این چیز هم میتواند خدا باشد و هم جهان.»
بار دیگر جملات فوق را به دقت مطالعه کنید و ببینید:
1 به نخستین جمله نقل شده از راسل دقت کنید و آن را با مقدمات استدلال فارابی بر علیّت مقایسه کنید. اشکال راسل در کجاست؟
2 آیا بنابر نظر فارابی، هر چیزی باید علتّی داشته باشد؟
برتراند راسل در نقد برهان علیت میگوید که این برهان بر این اصل استوار است که «هر چیزی علت میخواهد»، در حالی که اگر اینطور باشد، خدا نیز نیازمند علت است.
اشکال راسل در اینجاست که او گمان کرده مقدمه استدلال فارابی و فیلسوفان مسلمان این است که «هر چیزی» نیازمند علت است. در حالی که از نظر فارابی و سایر فیلسوفان مسلمان، اصل علیت نمیگوید «هر چیزی علت میخواهد»، بلکه میگوید «هر ممکنالوجودی (هر چیزی که وجودش در ذاتش ضروری نباشد) نیازمند علت است». بنابراین، خداوند که «واجبالوجود بالذات» است و وجودش از درون ذات خودش ضروری است، از دایره این اصل خارج است و به علت نیازی ندارد.