1 دیدگاه فیلسوفان مسلمان را با دیدگاه کرکگور دربارۀ پذیرش خداوند و تأثیر آن در زندگی انسان مقایسه کنید و نظر خود را توضیح دهید.
فیلسوفان مسلمان معتقدند که با استفاده از ابزار «عقل» میتوان وجود خداوند را با استدلالهای محکم منطقی (مانند برهان وجوب و امکان) اثبات کرد و این شناخت عقلی، در کنار احساس نیاز درونی، پایههای زندگی انسان را کاملاً مستحکم میکند. اما فیلسوفانی مانند کرکگور (در سنت اروپایی) استدلالهای عقلی را برای شناخت خدا کافی یا کارآمد نمیدانند و بیشتر بر جنبههای ایمانی، تجربه درونی و نیاز انسان به خدا برای معنابخشی به زندگی تأکید دارند.
2 این جملۀ راسل را که میگوید: «هر چیزی علت میخواهد» با این جملۀ ابنسینا که میگوید: «هر ممکنالوجودی علت میخواهد» مقایسه کنید و نظر خود را توضیح دهید.
راسل گمان میکرد قاعده علیت میگوید «هر چیزی» علت میخواهد و با این فرض اشتباه نتیجه گرفت که پس خدا هم باید علت داشته باشد. اما بر اساس جمله ابنسینا و فیلسوفان مسلمان، اصل علیت میگوید فقط «موجودات ممکنالوجود» (یعنی موجوداتی که ذاتاً نیازمند و وابسته هستند) به علت نیاز دارند. خداوند چون «واجبالوجود بالذات» است و هیچ نیازی در ذات او نیست، اصلاً در دایره ممکنات قرار نمیگیرد که مشمول قانون علیت شود.
3 از میان دیدگاههایی که بیان شد، کدام دیدگاه فلسفی میتواند معناداری زندگی را بهتر تبیین کند؟
دیدگاه فیلسوفان الهی (مسلمان) بهتر میتواند معناداری زندگی را تبیین کند. زیرا این دیدگاه، علاوه بر توجه به نیاز فطری و درونی انسان به خدا، با ارائه براهین عقلی مستحکم، یک پشتوانه کاملاً منطقی و استوار برای غایتمندی جهان فراهم میکند و آرمانخواهی انسان را دارای پایهای عقلانی میداند (برخلاف کسانی که مانند کامو دچار تناقض شدند یا فقط بر نیاز درونی تکیه کردند).
4 مقصود از معناداری زندگی چیست؟ شاخصههای فلسفی یک زندگی معنادار چیست؟
معناداری زندگی یعنی بپذیریم جهان هستی و زندگی انسان دارای غایت و هدف است و ارزشهای اخلاقی پشتیبانی معقول و استوار دارند. بر اساس متن کتاب، شاخصههای فلسفی یک زندگی معنادار عبارتند از:
معتبر و درست دانستن آرمانهای مقدس و فراتر از زندگی مادی (که ناشی از اشتیاق ذاتی موجودات به کمال و زیبایی است).
احساس تعهد و مسئولیت در برابر یک وجود متعالی و برتر (خداوند).