یکی دیگر از موارد مهم در مکان یابی سازه ها توجه به وضعیت شکل های آن منطقه است.
مورفولوژی (شکل شناسی) و توپوگرافی (پستی و بلندی ها) محل احداث سازه، در پایداری آن تأثیر قابل توجهی دارد.
با استفاده از نقشه های توپوگرافی تهیه شده، می توان پستی و بلندی های یک منطقه را تشخیص داد، به طوری که مناطق مرتفع (کوه ها) در این نقشه ها دارای منحنی های به هم نزدیک تر و تراز ارتفاعی بالاتری را نشان می دهند، در حالی که در مناطق کم ارتفاع و دشت ها فاصله منحنی های توپوگرافی از هم بیشتر است.

کاربرد نقشه های توپوگرافی در مشخص کردن مورفولوژی سطح زمین
با توجه به مورفولوژی دره های V شکل و U شکل و ارتباط آن با احداث سازه هایی مثل پل و سد مطالبی جمع آوری کرده و در مورد مناسب یا نامناسب بودن آنها با دوستان خود، تبادل نظر کنید.

نقشه های توپوگرافی با استفاده از «منحنیهای میزان» (خطوط همتراز)، پستی و بلندیهای سهبعدی را روی یک سطح دوبعدی نشان میدهند. در این تصویر بهخوبی مشخص است که هرجا شیب کوه تندتر است، خطوط به هم نزدیکترند و هرجا شیب ملایمتر است (مثل دشتها)، فاصله خطوط بیشتر میشود.
۱ درههای V شکل (آبکند یا رودخانهای)
این درهها معمولاً بر اثر فرسایش سریع آب رودخانهها در مناطق کوهستانی ایجاد میشوند.
ویژگی در نقشه توپوگرافی: خطوط همتراز در دو طرف دره بسیار به هم نزدیک هستند که نشاندهنده شیب تند دیوارههاست.
برای ساخت سد: اگر سنگهای دیواره بسیار مستحکم و مقاوم باشند، این درهها برای ساخت سدهای قوسی (که نیاز به تکیهگاههای سنگی قوی در دو طرف دارند) ایدهآل هستند، زیرا دهانه باریک است و حجم بتن کمتری نیاز دارد. اما اگر سنگها سست باشند، به دلیل شیب تند، خطر زمینلغزش و ریزش دیوارهها (ناپایداری دامنه) بسیار بالاست و مکان مناسبی نیست.
برای ساخت پل: دهانه باریک این درهها باعث میشود بتوان پلهایی با طول کمتر احداث کرد که از نظر اقتصادی بهصرفه است، به شرطی که پایههای پل روی دامنههای پرشیب و ناپایدار قرار نگیرند.
۲ درههای U شکل (یخچالی)
این درهها معمولاً بر اثر حرکت آرام یخچالهای طبیعی در گذشتههای دور شکل گرفتهاند و دارای کفی پهن و دیوارههایی با شیب ملایمتر (یا گاهی پرشیب اما با بستر عریض) هستند.
ویژگی در نقشه توپوگرافی: خطوط همتراز در کف دره از هم فاصله زیادی دارند (نشاندهنده کفی مسطح و پهن) و در کنارهها به هم نزدیک میشوند.
برای ساخت سد: به دلیل داشتن بستر وسیع و پهن، برای احداث سدهای خاکی یا سنگریزهای (و همچنین سدهای وزنی) بسیار مناسباند. وزن این سدها در سطح وسیعی پخش میشود و نشست یکنواختتری دارند. همچنین خطر لغزش دامنههای اطراف به داخل مخزن سد کمتر است.
برای ساخت پل: به دلیل عرض زیاد دره، ساخت پل نیاز به دهانههای طولانیتر و پایههای متعدد در بستر دره دارد که میتواند هزینه و پیچیدگی مهندسی پروژه (مانند خطر سیلاب برای پایهها) را افزایش دهد.
پیشنهاد برای تبادل نظر با دوستان:
میتوانید در کلاس این بحث را مطرح کنید که: «آیا همیشه یک دره V شکل برای سدسازی خطرناک است؟» و نتیجه بگیرید که نوع سازه (سد قوسی در برابر سد خاکی) و مقاومت سنگهای تکیهگاه (که در فصلهای قبل خواندهاید) تعیینکننده نهایی هستند؛ نقشههای توپوگرافی به ما دید اولیه میدهند، اما بررسی جنس سنگ و گسلها (زمینشناسی مهندسی) حرف آخر را میزند!