به نظر شما در جهت افزایش جمعیت، بهتر است تمرکز قوای سه گانه نظام، روی فرهنگ سازی و اقدامات فرهنگی باشد یا وضع قوانین و مقررات؟ چند دلیل بیاورید.
بر اساس رویکرد تحلیل فرهنگی، در جهت افزایش جمعیت، تمرکز اصلی قوای سهگانه باید بر فرهنگسازی و اقدامات فرهنگی باشد. دلایل این اولویتبندی عبارتند از:
ریشه فرهنگی مسئله: کاهش تمایل به فرزندآوری، پیش از آنکه صرفاً یک مسئله اقتصادی یا نهادی باشد، ریشه در دگرگونیهای فرهنگی مانند تغییر سبک زندگی دارد. حل یک مسئله با ماهیت فرهنگی، نیازمند راهکارها و اقدامات عمیق فرهنگی است تا نگرشها اصلاح شود.
تقدم فرهنگ غیرمحسوس بر قوانین: باورها، ارزشها، عقاید و آگاهیها بخش «فرهنگ غیرمحسوس» جامعه را تشکیل میدهند که لایه عمیق و بنیادین فرهنگ است. قوانین و مقررات تنها زمانی در جامعه اثربخش خواهند بود که پیش از آن، جامعه از نظر فکری و فرهنگی پذیرای آنها باشد. وضع قانون بدون نهادینهسازی ارزشهای متناسب با آن (مانند شاخص خانوادهگرایی)، در عمل با مقاومت پنهان روبرو شده و به نتیجه مطلوب نمیرسد.
ضرورت تغییر درونی (قاعده قرآنی): بر اساس آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»، هرگونه دگرگونی و تحول پایدار در جامعه، نیازمند تغییر درونی و ارتقای بینش و اراده خود افراد جامعه (تغییر در أنفس) است. تا زمانی که نگرش عمومی نسبت به فرزندآوری از طریق فرهنگسازی اصلاح نشود، صرفاً با بخشنامهها و مشوقهای قانونی نمیتوان رفتار یک جامعه را به طور پایدار تغییر داد.
بنابراین، بهترین رویکرد این است که در کنار وضع قوانین حمایتی و اقتصادی، تمرکز اصلی بر فرهنگسازی مستمر جهت تقویت نهاد خانواده و مقابله با الگوهای وارداتی مغایر با این ارزشها قرار گیرد.