دانشآموز عزیز! مطالب این درس را به زبان خودتان بهصورت خلاصه بنویسید.
۱ من از مطالعه این درس دریافتم که: ...
من از مطالعه این درس دریافتم که: روانشناسی رشد، تغییرات انسان را از پیش از تولد تا پایان زندگی (فراخنای زندگی) بررسی میکند. این تغییرات پیوسته تحت تأثیر دو عامل اصلیِ «وراثت (رسش)» و «محیط (یادگیری)» قرار دارند. همچنین آموختم که رشد انسان تکبعدی نیست و جنبههای درهمتنیدهای از جمله رشد جسمانی، شناختی، هیجانی، اجتماعی و اخلاقی را شامل میشود. هر دوره از زندگی ویژگیهای خاص خود را دارد و دوره نوجوانی، زمانِ حیاتی برای شکلگیری «هویت» و ایجاد تعادل منطقی میان «خود واقعی» و «خود آرمانی» است.
۲ در رابطه با خودآرمانی مورد نظرتان تصاویری در دایرههای زیر جایگزین نموده و بنویسید چرا خود آرمانی شما در دورههای مختلف تغییر کرده است؟ (خودآرمانی دورۀ ابتدایی / خودآرمانی دورۀ متوسطۀ اول / خودآرمانی دورۀ متوسطۀ دوم)
تحلیل تغییرات خود آرمانی در دورههای مختلف تحصیلی:
خودآرمانی دورۀ ابتدایی:
در این دوره، خود آرمانی معمولاً بر پایه مشاغل بسیار ملموس، هیجانانگیز یا شخصیتهای ابرقهرمانی و کارتونی شکل میگیرد. دلیل این امر، غلبهی «پردازش ادراکی» در دوران کودکی است؛ جایی که ذهن بیشتر جذب ویژگیهای ظاهری، قدرت فیزیکی و جذابیتهای بصریِ مشاغل و افراد میشود.
خودآرمانی دورۀ متوسطۀ اول:
با ورود به دوره نوجوانی و تسریع رشد جسمانی و اجتماعی، خود آرمانی از دنیای خیالی فاصله گرفته و به سمت الگوهای مرجع در دنیای واقعی (مانند ورزشکاران مطرح، سلبریتیها یا افراد محبوب در شبکههای اجتماعی) گرایش پیدا میکند. در این مقطع، نیاز به تأیید شدن توسط گروه همسالان، نقش پررنگی در انتخاب خود آرمانی دارد.
خودآرمانی دورۀ متوسطۀ دوم: در این مقطع، به دلیل تکامل رشد شناختی، توانایی فرضیهسازی و درک عمیقترِ مفاهیم انتزاعی، فرد شناخت بسیار بهتری از استعدادها، محدودیتها و ویژگیهای درونیِ خود (خود واقعی) پیدا میکند. بنابراین، خود آرمانی منطقیتر، واقعبینانهتر و شخصیسازیشدهتر میگردد و بیشتر بر محور اهداف تحصیلی، شغلی و ارزشهای اخلاقیِ پایدار متمرکز میشود.
دلیل کلی این تغییرات:
تغییرِ مداومِ خود آرمانی در طول این سالها، نتیجهی مستقیمِ تکامل رشد شناختی (گذر از تفکر عینی به انتزاعی)، گسترش ارتباطات و محیطهای اجتماعی، و همچنین طی شدنِ طبیعیِ فرایند هویتیابی است.