به دو مثال زیر توجه کنید.
مینا 6 ساله است. به سراغ قفسه های بالایی آشپزخانه می رود بدون اجازه مادر مقداری شکلات برمی دارد. هنگام پایین آوردن دستش، یک فنجان می شکند.
برادر دوقلوی مینا برای کمک به مادرش ناگهان دستش به سینی فنجان ها می خورد و سه فنجان را می شکند.
عمل کدام یک از این ها اخلاقی نیست؟
این دو مثال را برای دو کودک 6ـ 5 ساله تعریف و پاسخ را یادداشت کنید و به کلاس ارائه دهید.
پاسخ احتمالی کودکان ۵ تا ۶ ساله:
اگر این داستان را برای یک کودک ۵ یا ۶ ساله تعریف کنید، به احتمال بسیار زیاد خواهد گفت کار «برادر دوقلوی مینا» بدتر و غیراخلاقیتر بوده است!
تحلیل روانشناختی (چرا اینطور جواب میدهند؟): همانطور که در کتاب خواندیم، درک اخلاقی یک فرایند تدریجی است و کودکان در ابتدا تصور درستی از نیت کارهای خوب و بد ندارند. کودکان در این سن، رفتارها را صرفاً بر اساس «نتیجه و میزان خسارت ظاهری» قضاوت میکنند، نه بر اساس «نیت و قصد درونی». از دید آنها، چون برادر سه فنجان شکسته (خسارت ظاهریِ بیشتر)، پس کارش بدتر است؛ حتی اگر نیت او کمک کردن بوده باشد. در مقابل، چون مینا فقط یک فنجان شکسته، کارش کمتر اشتباه است، با وجود اینکه نیتش برداشتنِ بدون اجازهی شکلات بوده است.
نتیجهگیری نهایی (درک اخلاقی رشدیافته):
از دیدگاه اخلاق رشدیافته، قطعاً عمل «مینا» غیراخلاقی است؛ زیرا نیت او پنهانکاری و نقض قوانین خانه بوده است. اما عمل برادرش صرفاً یک خطای سهوی و تصادفی در حینِ انجام یک کار باارزش (کمک به مادر) محسوب میشود. این آزمایش به زیبایی نشان میدهد که استدلال اخلاقیِ ما با گذشت زمان و رشد شناختی، از توجهِ صِرف به پیامدها، به سمتِ توجه به نیتها تغییر میکند.